الملا فتح الله الكاشاني
33
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
فال بد گرفتيم بآمدن شما زيرا كه تا به اين شهر آمدهايد باران نيامده و همه مزارع و اشجار ما خشك شده لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا اگر باز نه ايستيد از دعوى خود لَنَرْجُمَنَّكُمْ هر آينه سنگسار نمائيم شما را وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ و البته برسد شما را مِنَّا از جانب ما عَذابٌ أَلِيمٌ عذابى دردناك . قالُوا گفتند آن رسولان طائِرُكُمْ فال بد شما مَعَكُمْ با شماست يعنى شومى اعتقاد و بدى كردار شما است چه بتوحيد دعوت كردن و مردمان را بعبادت خداى خواندن غاية بركة و خير است أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ آيا اگر پند داده ميشويد آن را بفال بد ميگيريد و بقتل ميرسانيد بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ بلكه شما گروهى هستيد از حد در گذشتگان از عصيان و طغيان محمد بن اسحق گفت كه ملك و قوم او نيز نگرويدند و همه متفق الكلمه شده قصد كشتن ايشان كردند . وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ و آمد بدينحال از دورترين جائى از آن شهر يعنى از دروازه كه نهايت آن شهر بود رَجُلٌ مردى يعنى حبيب نجار يَسْعى كه بسرعت ميآمد تا رسيد نزد اين جماعت از روى شفقت و مرحمت قالَ يا قَوْمِ گفت اى گروه من اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ تبعيت كنيد اين فرستادگان را . اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ پيروى كنيد كسانى را كه نميخواهند از شما أَجْراً مزدى بر تبليغ رسالت و اداى دعوت وَ هُمْ مُهْتَدُونَ و ايشان راه يافتگانند بطريقى كه خير دنيا در آن باز بسته است او را گفتند آيا دين ما را ميگذارى و تبعيت ايشان اختيار ميكنى در جواب ايشانگفت كه . وَ ما لِيَ و چيست مرا كه از روى اعتقاد لا أَعْبُدُ الَّذِي نپرستم آنكس را كه فَطَرَنِي آفريده است مرا و از عدم بوجود آورده وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ و بسوى حكم و جزاى او بازگردانيده خواهيد شد پس از او بترسيد . أَ أَتَّخِذُ آيا فرا گيرم مِنْ دُونِهِ بجز از خداى به حق آلِهَةً خدايان ديگر كه بتانند إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ اگر اراده كند خداى مرا به ضرر يعنى اگر خواهد كه ضررى به من رسد لا تُغْنِ عَنِّي كفايت نميكند و دفع نمينمايد خداى مرا شَفاعَتُهُمْ درخواست اين بتان شَيْئاً چيزى را يعنى از شأن ايشان شفاعت نيست تا از من دفع بلا كند وَ لا يُنْقِذُونِ و خلاص نكنند و نرهانند مرا از مضرت بنصرت پس اگر من او را كه قدرت ندارد بر نفع و ضرر پرستش نمايم از عبادت آنكه قادر است برسانيدن نفع و رهانيدن ضرر دست بدارم .