الملا فتح الله الكاشاني
323
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و به پيغمبر داد حضرت پارهء از آن گوشت بسر دندان مضغ فرمود و بينداخت و بشر بن براء بن مغرور پارهء از آن بخورد پس حضرت فرمود كه كتف اين گوسفند به من خبر داد كه مرا زهرآلود ساختهاند آن را مخور آنگه زن را طلبيدند و اين صورت را از آن پرسيدند معترف شد كه اين عمل كردهام تا تو مرا از اين خبر دهى و يقين من در نبوة تو زياد شود حضرت از اين سخن از سر او درگذشت پس بشر بن براء به جهت خوردن اين طعام مسموم وفات كرد از مادر بشر مرويست كه در مرض الموت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعيادة او رفتم فرمود كه ايمادر بشر هميشه آن لقمه گوشت در خيبر كه با پسر تو خوردهام معاودت ميكرد و هر سال اثر آن بر من ظاهر مىگشت تا آنكه الحال زمان آن شده است كه رگ گردن مرا قطع كند و از اينجاست كه اهل اسلام رواية كردهاند كه آنحضرت به جهت كرامت رتبهء نبوة درجه شهادت يافت و بمدارج شهدا عروج كرده بجوار ايزدى پيوست القصه حق تعالى بعد از وعده غنيمت فتح خيبر بشارة غنايم و فتوح ديگر بامة خير البشر داده ميفرمايد . وَ أُخْرى و وعده كرد خداى شما را غنيمتهاى ديگر لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْها كه هنوز قادر نشدهايد در حرب وعده داد شما را قريهء ديگر باقرى و بلاد ديگر تا روز قيامت قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها بدرستى كه احاطه كرده است علم خداى به آن غنايم يا فتح مكه يا فتح ديگر كه عنقريب بدان دست يابيد و بروايت ابن عباس مراد به اين مداين فارس و روم و شام است چه پيغمبر ايشانرا بشارة داده بود بر كنوز كسرى و قيصر در حينى كه اصلا قدرت نداشته بر قتال فارس و روم فتح مداين وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ و هست خداى بر همه چيز از فتح مداين و اعطاى غنايم و غير آن قَدِيراً توانا چه قدرت او ذاتيه است پس مختص بشىء دون شىء نباشد حاصل كه مىفرمايد حق تعالى غنايم ديگر را بشما عطا خواهم كرد بفضل شامل و عنايت كامل چه لطف الهى فراخور حال شماست به جهت علم او باخلاص و وفا و صدق و صفاى شما . وَ لَوْ قاتَلَكُمُ و اگر قتال كردندى با شما در حديبيه الَّذِينَ كَفَرُوا آنان كه كافر شدند از اهل مكه و صلح نكردند با بنى اسد و غطفان كه ارادهء قتال با مسلمانان داشتند در مدينه مقاتله كردندى بامثال شما لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ هر آينه گردانيدندى پشتها را يعنى هزيمت كردندى از شما به جهت يكجهتى ثُمَّ لا يَجِدُونَ پس نيافتندى وَلِيًّا دوست و كارسازى كه حراست ايشان نمايد وَ لا نَصِيراً و نه يارى كه نصرت ايشان دهد اين آيه دالست بر علوم غيبية كه در مستقبل زمان وجود پيدا كند .