الملا فتح الله الكاشاني

315

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

در امور فانيه دنيويه و اصلا در احوال باقيه اخرويه تفكر و تامل نميكردند همچنانكه در جائى ديگر فرمود كه يعملون ظاهر امن الحيوة الدنيا بعد از آن بجهة مبالغه در ذم ايشان و اشعار بر شناعت تخلف فرمود كه . قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ بگو مر اين باز پس ماندگان كه از عربان باديه نشين‌اند كه مذكور شدند سَتُدْعَوْنَ زود باشد كه خوانده شويد إِلى قَوْمٍ بحرب گروهى أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ كه خداوندان كارزارهاى سخت باشند با شجاعت تمام تُقاتِلُونَهُمْ كارزار كنيد با ايشان و بكشيد ايشان را أَوْ يُسْلِمُونَ يا مسلمان شوند يعنى ناچار است از وقوع يكى از اينها اينقوم هوازن بودند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وادى حنين با ايشان حرب كرد پيش قتاده بن ثقيف و نزد ابن عباس اهل فارس‌اند و كعب و حسن برآنند كه اهل روم‌اند و گويند كه اهل يمامه‌اند كه اصحاب مسيلمه كذاب بودند و نزد جماعتى ديگر اصحاب معويه‌اند كه در صفين با حضرت امير المؤمنين محاربه كردند يا بنو حنيفة و اهل رده كه در عهد ابو بكر مرتد شدند و اصحاب ايشان محاربه كردند - و صاحب طبرى آورده كه صحيح آنست كه مراد بداعى در قول ستدعون حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است زيرا كه آنحضرت اعراب مذكور را بغزوهء شديد و قتال اقوامى كه صاحب بحدت و شدت و اقوام بودند مثل حنين و طايف و موته و تبوك و غير آن امر فرموده پس حمل آن بما بعد وفات آنحضرت بيمعنى باشد و بر هر تقدير جهت ترغيب اعراب بر ثبات قدم و رفعت جهاد و ترهيب ايشان از فرار نمودن از محاربه اهل عناد ميفرمايد كه فَإِنْ تُطِيعُوا پس اگر فرمان بريد كسى را كه داعى شماست بجهاد اهل كفر و اجابت قول او كنيد در آن يُؤْتِكُمُ اللَّهُ بدهد خداى شما را أَجْراً حَسَناً مزدى نيكو كه غنيمت است در دنيا و درجات عاليه در عقبى وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا و اگر رو بگردانيد و پشت بر داعى خود كنيد يعنى قول او را بسمع قبول نشنويد و بقتال نرويد كَما تَوَلَّيْتُمْ همچنانكه روى بگردانيديد برد قول و اجابت داعى خود نكرديد مِنْ قَبْلُ پيش از آنكه آن سفر حديبيه بود يُعَذِّبْكُمْ عذاب كند خداى شما را عَذاباً أَلِيماً عذابى دردناك هم در دنيا و هم در عقبى آورده‌اند كه چون وعيد متخلفان بسمع عجزهء اهل اسلام رسيد از اينمعنى خايف شده بعرض سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسانيدند كه ما بواسطهء عجزه و ضعف مرض از جهاد تخلف ميكنيم آيا مآل حال ما چه باشد آيه آمد كه . لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ نيست بر نابينا گرفتى يعنى گناهى اگر از جهاد تخلف كنند وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ و نه بر لنگ اثمى اگر با اهل جهاد موافقت نكند