الملا فتح الله الكاشاني
282
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
حلواها به او فرستاد كه در ميان آن شهد مزعفر بود ابو اسود دختركى داشت بدويد و پارهء از آن به دهان نهاد ابو اسود را اين بخاطر رسيد اذهبتم طيباتكم فى حياتكم الدنيا پس دختر را گفت كه اينرا از دهن بيفكن كه زهر است دختر گفت اين بغايت شيرين است گفت نميدانى كه اينرا پسر هند فرستاده تا ما را از دوستى اهل بيت برگرداند دختر آنچه در دهن داشت بيفكند و گفت « أ يخدعنا بالشهد المزعفر من السيد المطهر » آيا فريب ميدهد ما را بشهد مزعفر از دوستى سيد مطهر و در آثار آمده كه يكى از صحابه بجابر انصارى رسيد جابر او را ديد كه پارهء گوشت خريده و به خانه ميبرد پرسيد اين چيست گفت اهل من از من گوشت طلبيدند گفت هر چه آرزو باشد اگر شما آن را قبول كنيد ميترسم كه از اهل اين آيه باشيد كه اذهبتم طيباتكم فى حياتكم الدنيا مرويست كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه امروز شما را بهتر است يا روزى كه صباح در حله باشيد و شب در حلهء ديگر و در بامداد نوعى از طعام خوريد و در شام نوعى ديگر و خانهاى شما مزين و ملبس باشد بسان تلبس و تزين كعبه گفتند آن روز ما را بهتر باشد حضرت فرمود كه بل انتم اليوم خير بلكه شما را امروز بهتر است چه در اينحال در مظان صعود است بر درجات جنان و آنحال در مواقع نزول بدركات نيران القصه چون كفار عناد و اصرار مينمودند و پيوسته در ايذا و آزار سيد مختار ميكوشيدند حق تعالى به جهت تسليهء دل حضرت و تهديد كفار قصهء هود و مجادلهء او با عاد و استيصال ايشان به ياد آنحضرت ميدهد و ميگويد . وَ اذْكُرْ أَخا عادٍ و ياد كن اى محمد برادر عاد را پيغمبرى را كه از قبيلهء عاد بود مراد هود است يعنى حال او و قوم او با معاندان قريش بگوى إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ چون بيم كرد قوم خود را و از عذاب الهى تخويف نمود بِالْأَحْقافِ بموضع احقاف و آن ريگستانى بود نزديك حضرت كه در ولايت يمن است مشرف بر درياى عمان و آن موضع را شجر ميگويند و احقاف جمع حقف است بمعنى ريگستان دراز و بلند كه از سمت استقامت منحرف باشد و گويند كه احقاف واديى است ميان عمان و مهره و اصحاب آن اهل خيمها بودند از قبايل او در باديه مىنشستند و هود بانذار ايشان آمده وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ و در حالتى كه گذشته بودند پيغمبران بيم كننده مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ پيش از هود وَ مِنْ خَلْفِهِ و از پس او يعنى هود اولين پيغمبرى نبود بلكه پيش از او و بعد از او انبيا نيز بر امم خود مبعوث شده بودند و ايشانرا بر توحيد دعوة كرده أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ به آنكه مپرستيد مگر خدايرا چه اوست كه مستحق پرستش است نه غير او إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ بدرستيكه من ميترسم بر شما عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ از عذاب روز بزرگ و پر