الملا فتح الله الكاشاني

277

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

نِعْمَتَكَ الَّتِي نعمة عظيم ترا كه بكرم عميم أَنْعَمْتَ عَلَيَّ انعام كردهء بر من وَ عَلى والِدَيَّ و بر مادر و پدر من كه آن نعمت اسلام است و حياة و قدرت و ذكا و غيره و شكر ولد بر نعمت والدين جهت تناهى آن نعمتست به او و مستفيد شدن او به آن وَ أَنْ أَعْمَلَ و ديگر ملهم ساز مرا كه عمل صالح كنم صالِحاً تَرْضاهُ عمل ستوده كه به‌پسندى آن را و از آن خشنود شوى وَ أَصْلِحْ لِي و بصلاح آور براى من يعنى صلاح را جارى گردان فِي ذُرِّيَّتِي در ميان فرزندان من و آن را راسخ ساز در ايشان تا در مظان صلاح باشند و در مواقع فلاح و بيمن صلاح ايشان فوزى و نجاتى مرا حاصل شود و يا كار مرا در ايشان باصلاح آور كه محل آنست كه من بدرگاه تو رجوع كنم يا ايشانرا از براى من خلف صدق گردان و براى خود بندگان خالص تا همهء ايشان به آب صلاحيت و تقوى دانه عمل را در زير زمين اركان بپرورش درآورند و بر آن را در مزرعهء آخرت بردارند إِنِّي بدرستى كه من تُبْتُ إِلَيْكَ بازگشتم بسوى تو از هر چه غير رضاى تو باشد يا مرا از عبادت بازدارد وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ و بدرستى كه من از گردن نهادگانم و باخلاص تمام از فرمان برداران . أُولئِكَ الَّذِينَ آنگروه كه متصف باشند بايمان و داعى امور مذكوره از حضرت منان يتقبّل عنهم قبول كرده شود از ايشان أَحْسَنَ ما عَمِلُوا نيكوترين آنچه كرده‌اند مراد انواع طاعتست از افعال واجبه و مستحبه دون مباحة چه اگر آن حسن است اما مرتبهء احسن ندارد و ثوابى بر آن مترتب نميشود و يتجاوز و در گذرانيده مىشود عَنْ سَيِّئاتِهِمْ از گناهان ايشان بر سبيل تفضيل يا بعد از توبه و حفص هر دو فعل را بنون مفتوحه ميخواند كه براى متكلم است و نصب احسن كه مفعول باشد يعنى ما قبول ميكنيم طاعة ايشان را و درگذريم از بديهاى ايشان فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ در حالتى كه اهل بهشت ميان باشند در عدد ايشان وَعْدَ الصِّدْقِ وعده داد خداى وعده دادن راست در قبول طاعات و نجات از سيئات الَّذِي آن وعده كه كانُوا يُوعَدُونَ بودند كه در دنيا وعده داده ميشدند به آن و آن اينست كه وعد اللّه الذين آمنوا و عملوا الصالحات جنات تجرى من تحتها الانهار و بعد از بيان صفت مؤمن در صفت كافر ميفرمايد كه . وَ الَّذِي قالَ و آن كافرى كه گفت لِوالِدَيْهِ مر پدر و مادر خود را در وقتى كه او را ترغيب نمايند بايمان و بگرويدن بحشر و نشر أُفٍّ لَكُما دلتنگى و كراهت باد مر شما را أَ تَعِدانِنِي آيا وعده ميدهيد مرا