الملا فتح الله الكاشاني

259

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

وَ فِي خَلْقِكُمْ و در آفريدن شما با آنچه در اوست از بدايع صنعت و عجايب خلقت و از حالات مختلفه و تغييرات متجددة از ابتداى خلق در بطون امهات تا انقضاى آجال وَ ما يَبُثُّ و در آنچه پراكنده ميسازد در زمين مِنْ دابَّةٍ از جميع جنبندگان باختلاف اجناس و اشكال و صور و منافع و مقاصد مطلوبه ايشان آياتٌ علامتهاست لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ مر گروهى را كه بيگمان بدانند يعنى بآيتها استدلال كرده از سر يقين بوحدت و قدرت صانع عالم شوند . وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و درآمد و شد شب و روز در عقب يكديگر يا در اختلاف حال آن در طول و قصر و نور و ظلمت وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ و آنچه فرو فرستاد خداى مِنَ السَّماءِ از آسمان يا از ابر مِنْ رِزْقٍ از روزى يعنى از باران كه سبب روزيست فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ پس زنده كرد به آن باران زمين را بَعْدَ مَوْتِها پس از مردگى و خشكى آن وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ و در گردانيدن بادها باختلاف جهات كه آن جنوب و شمال و دبور و صبا است يا بحسب تفاوت احوال آن در رحمة و عذاب آياتٌ علامتهاست بر كمال قدرت لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ مر گروهى را كه تعقل كار فرمايند و در اين امور مذكوره نظر كنند تا عالم شوند به آنكه او سبحانه بر او حكيم و قادر و عليم و غنى و قديم است ملخص اين هر سه آيه آنست كه بندگان منصف هرگاه به نظر صحيح در سماوات و ارضين نظر كنند عالم شوند به آنكه اينها مصنوع‌اند و مصنوع را لابد است از صانع پس به او سبحانه ايمان خواهند آورد و تصديق به او خواهند نمود و بعد از ذكر ادلة در تهديد كفار كه از آن اعراض نموده و تفكر در آن نميكنند ميفرمايد كه . تِلْكَ آياتُ اللَّهِ اين ادله مقدمهء دلايل قدرت خداست يا آيتهاى مذكوره آيات قرآنست نَتْلُوها عَلَيْكَ ميخوانيم آنها را بر تو بِالْحَقِّ براستى و درستى نه بباطل و كجى و هرگاه كفار بآيات الهى كه در نهايت وضوح و ظهور است نميگروند و اعتقاد ندارند فَبِأَيِّ حَدِيثٍ پس بكدام سخن بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ پس از خداى و دلايل قدرت او تؤمنون به او ايمان ميآريد و حفص بغيبت خوانده يعنى بكدام سخن تصديق خواهند كرد بعد اللّه جهة مبالغه است و تعظيم و مراد بعد آيات اللّه از قبيل اعجبنى زيد كرمه كه بمعنى اعجبنى كرم زيد است . وَيْلٌ سختى عذاب يا چاه ويل كه در قعر جهنم است پر از خون و چرك دوزخيان لِكُلِّ أَفَّاكٍ براى