الملا فتح الله الكاشاني

256

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

يارى كرده شوند از جانب دوستان خود در دفع عذاب . إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ مگر كسى كه خداى رحم كرده باشد بر او بعفو كردن از او و اذن شفاعت دادن در حق او مراد مؤمن مذنبست زيرا كه جميع اصناف كفار از دولت شفاعت بىنصيب‌اند و نااميد إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ بدرستيكه خداى تعالى غالبست بر تعذيب شخصى كه در حق او عصيان نموده باشد پس بر ارادهء تعذيب عاصى هيچكس را قوة ياراى آن نباشد كه يارى او دهد و او را از عذاب الهى برهاند الرَّحِيمُ مهربان بر هر كه اطاعت او كرده باشد و نيز در تهديد كفار ميفرمايد كه . إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ بدرستيكه درخت زقوم يعنى ميوه و برگهاى آن . طَعامُ الْأَثِيمِ خوردنى كسيست كه بسيار گنه‌كار است مراد كافران معاند است به جهت دلالت ماقبل و ما بعد بدان و گويند مراد باثيم ابو جهلست كه خرما و مسكه را ممزوج كرده مىخورد و ميگفت آنچه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما را به آن تهديد مىكند اينست كه ما تزقم ميكنيم يعنى دهن خود را به آن پر ميسازيم پس حق تعالى رد قول او كرده ميگويد كه زقوم نه آنست كه أبو جهل پر جهل تصور آن كرده بلكه . كَالْمُهْلِ مانند چيزيست كه گداخته شده باشد به آتش چون مس و روى و طلا و نقره و غير آن تغلى فى البطون جوشد آن شجرهء زقوم در شكمهاى كافران و حفض بيا ميخواند يعنى بجوشد آن طعام در شكمهاى كافران . كَغَلْيِ الْحَمِيمِ مانند جوشيدن آب بغايت گرم و احشاى و امعاى ايشانرا پاره پاره كند و بگذارد پس حق تعالى زبانيهء دوزخ را امر كند كه . خُذُوهُ بگيريد اين گنه‌كار تبه روزگار را فَاعْتِلُوهُ پس بكشيد او را بعنف و قهر إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ بميانهء دوزخ تسميهء وسط بسواء جهت آنست كه ميان آن و ميان هر يك از اطراف آن مساويست . ثُمَّ صُبُّوا بعد از آن بريزيد فَوْقَ رَأْسِهِ بالاى سر او مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ از عذاب آب جوشان تا تمام ظاهر او به اين آب گرم گداخته شود همچنانكه باطن او از زقوم گداخته است و بر سبيل تهكم و استهزا بگوييد مر آن اثيم را كه نزد قوم خود عزيز و مكرم بود . ذُقْ بكش و بچش اين عذاب را إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ بدرستيكه توئى ارجمند نزد قوم خود الْكَرِيمُ بزرگوار بزعم خود مرويست كه أبو جهل به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه ميان اين دو كوه كه محيطاند كسى از من ارجمند و بزرگوارترى نيست پس تو و خداى تو توانائى نداريد كه به من ضررى رسانيد چون روز قيامت رسد حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر سبيل استهزا و تهكم به او