الملا فتح الله الكاشاني

257

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

گويد كه اى عزيز و كريم بچش اين عذاب جحيم و آب حميم و عقاب اليم را . إِنَّ هذا بدرستيكه اين عذاب ما كُنْتُمْ بِهِ آنست كه بوديد در دنيا به آن تَمْتَرُونَ شك مىآورديد اكنون بمعاينه ديديد بعد از آن در صفت مطيعان ميفرمايد كه . إِنَّ الْمُتَّقِينَ بدرستيكه پرهيزكاران فِي مَقامٍ أَمِينٍ در جايگاه ايمن باشند يعنى در آن مكان متقيان ايمن باشند از آفت و محنت و بيم انتقال و زوال پس بر سبيل بدلية تفسير مقام ايمن مىكند . فِي جَنَّاتٍ در بوستانهاى پر از اشجار وَ عُيُونٍ و چشمهاى جارى . يَلْبَسُونَ ميپوشند جامهاى را مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ از حرير نازك و ديباى تنگ سطبر بافته مُتَقابِلِينَ در حالتى كه برابر يكدگر نشسته باشند تا بديدار يكدگر انس گيرند كه مقابلهء روز مهمانى باشد و در دار الجلال حق تعالى همهء مؤمنان را بر سر يك خوان بنشاند بر وجهى كه همه روى يكديگر را به‌بينند . كَذلِكَ همچنين است حال بهشت يا ميدهيم مانند اين را به بهشتيان وَ زَوَّجْناهُمْ و قرين ميسازيم ايشانرا بِحُورٍ بزنان سفيد روى و لطيف اندام عِينٍ گشاده چشم كه حدقه آن در نهايت سياهى باشد و سفيدى آن بغايت سفيدى از مجاهد نقلست كه حور زنانى باشند بر نهايت جمال كه سفيدى روى ايشان به حدى بود كه چشمها در ايشان متحير ماند و صفاى اعضاى ايشان بر وجهى كه هر كس در ايشان نظر كند روى خود را در آن مشاهده كند و آن متقيان . يَدْعُونَ فِيها طلب مىكنند در بهشت از سدمة و خدمة آن بِكُلِّ فاكِهَةٍ باحضار هر ميوهء كه آرزو كنند در هر زمان و هر مكان آمِنِينَ در حالتى كه ايمن باشند از مضرت كه از ممر اكل عارض شود مانند تخم و اوجاع و ساير اسقام يا مطمئن از خوف پوشيده و منقطع آن . لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ نچشند در آخرت مرگ را إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى مگر مرگ اول يعنى متقيان مرگ در آخرت در نيابند ليكن مرگ اولين را كه در دنيا است دريافته‌اند و يا نچشند در آخرت مرگ را مگر گاهى كه ممكن باشد چشيدن موت اول و چشيدن موت ماضيه در زمان مستقبل محالست پس چشيدن مرگ كه متعلق است بر آن محال نيز محال باشد و گفته‌اند كه الا بمعنى بعد است يعنى بعد از مرگ اول كه در دنيا چشيده باشند هيچ مرگ ديگر نچشند پس هميشه در آنجا مخلد و جاويد باشند وَ وَقاهُمْ و نگاه دارد خداى آن مؤمنان را عَذابَ الْجَحِيمِ از عذاب آتش سوزان و باهل تقوى عطا كرده شود خلود جنت نعيم و نجات از عذاب جحيم . فَضْلًا مِنْ رَبِّكَ عطائى و