الملا فتح الله الكاشاني
228
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
مگر برخوردارى زندگانى اين سراى كه در صدد زوال و فناست وَ الْآخِرَةُ و نعمت آخرت يعنى بهشت جاويدان عِنْدَ رَبِّكَ نزد پروردگار تو لِلْمُتَّقِينَ مر پرهيزكارانست كه از لوث شرك و معاصى احتراز فرمودهاند يا از مستلذات دنيا روى برتافتند و بالكلية متوجه عقبى شده و بعد از ذكر وعد متقيان در وعيد كافران ميفرمايد كه . وَ مَنْ يَعْشُ و هر كه خود را بر كورى دارد عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ از ياد كردن خداى كه متصف بصفات رحمة است به آنكه عارف باشد بحقيقت آن يعنى هر كه چشم بپوشد و اعراض نمايد از نظر كردن در حجج بينه او نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً تقدير كنيم از براى او يعنى ويرا به جهت آنمقام و تجاهل به حال خود باز گذاريم و نظر التفات از او باز گيريم پس نزد اينحال بدان استيلا يابد فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ پس آنشيطان مر او را همنشين و مصاحب شود و پيوسته باغوا و اظلال و وسوسه او مشغول گردد يكى از زهاد حكايت كند كه با يكى از مؤمنان جن دوستى داشتم وقتى در مسجدى نشسته بودم آن جنى با من گفت كه اين مردم را چگونه مىبينى گفتم بعضى را بيخواب و بعضى را در خواب گفت آنچه بر سرهاى ايشانست مىبينى گفتم نه چشمهاى مرا بماليد ديدم كه بر سر هر يك غرابى نشسته بود بعضى بالها به چشم فرو گذاشته و بعضى را گاهى بالها فرو ميگذارد و گاهى برميدارد گفتم اين چيست گفت اينها شياطيناند كه بر سر ايشان نشستهاند و بر هر يكى به قدر غفلت وى استيلا يافتهاند پس اين آيه تلاوة فرمود كه و من يعش عن ذكر الرحمن تا آخر و چون عاشى و شيطان در اينمقام اسم جنساند از اينجهت ضمير جمع به آن راجع مىشود و ميفرمايد . وَ إِنَّهُمْ و بدرستيكه آنديوان لَيَصُدُّونَهُمْ هر آينه باز ميدارد اهل عشا و كورى را عَنِ السَّبِيلِ از راه حق وَ يَحْسَبُونَ و ميپندارند آن عايشان أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ آنكه ايشان راه يافتگانند يا گمان مىبرند كه ديوان از اهل هدايةاند و بجهة اينگمان فاسد هميشه تابع قرين خود باشند . حَتَّى إِذا جاءَنا تا وقتى كه بيايند هر دو يعنى عاشى و شيطان او بموقف جزاى كه در عرصهء محشر است و حفص جاءنا ميخواند بصيغهء واحد يعنى بيايد آن عاشى و اينكه در خبر آمده كه عاشى و قرين او را در يك زنجير كشيده در محشر آرند و بدوزخ افكنند مؤيد قرائت اولست و از قتاده نيز مرويست كه شيطان در دنيا قرين او بوده باشد و در آخرة نيز ملازم او باشد تا كه او را بدوزخ برد همچنانكه بندهء مؤمن كه فرشته موكل او بوده باشد و از او مفارقة نكند تا كه او را ببهشت رساند و نزد بعضى مراد به اين شياطيناند كه رؤساى كفارند و مضل ايشان و بر هر تقدير چون عاشى و قرين او در عرصهء محشر حاضر شوند قالَ گويد عاشى باقرين خود كه يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ ايكاشكى كه بودى ميان