الملا فتح الله الكاشاني
225
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
رسوخ تقليد و فرط عناد و اقناط پيغمبر خود از نظر كردن و تفكر نمودن قالُوا گفتند در جواب پيغمبر إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ بدرستى كه ما بدانچه فرستادهايد بدان اى مدعيان كافِرُونَ ناگرويدگانيم . فَانْتَقَمْنا پس انتقام كشيديم مِنْهُمْ از اين مقلدان به عذاب استيصال فَانْظُرْ پس در نگر اى بيننده بديدهء بصيرت كه كَيْفَ كانَ چگونه بود عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ سر انجام كار تكذيب كنندگان و چون حق تعالى مذمة تقليد فرمود و امر كرد باتباع دلايل در عقب آن ذكر قصهء ابراهيم نمود كه تابع حجة بود و موضح محجه فرمود كه . وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ و ياد كن اى محمد چون گفت ابراهيم خليل بعد از خروج از غار لِأَبِيهِ مر عم خود را كه بمنزلهء پدرش بود در تربيت و شفقت وَ قَوْمِهِ و گروه خود را كه بعبادة بتان و ستارگان مشغول بودند إِنَّنِي بَراءٌ بدرستى كه من بيزارم مِمَّا تَعْبُدُونَ از آنچه پرستش مىكنيد آن را . إِلَّا الَّذِي ليكن آن خدائى كه فَطَرَنِي پيدا كرد و بيافريد مرا فَإِنَّهُ پس بدرستى كه او سَيَهْدِينِ زود باشد كه راه راست نمايد مرا بتوفيق دادن در نصب ادله . وَ جَعَلَها و گردانيد ابراهيم توحيد را يعنى كلمهء طيبه لا إله الا اللّه يا كلمهء اننى براء مما تعبدون الا الذى فطرنى كَلِمَةً باقِيَةً كلمهء پاينده فِي عَقِبِهِ در عقب خود يعنى در ميان فرزندان و لهذا در ميان اولاد او هميشه موحدى بود و پيوسته صاحب دعوتى در ميان ايشان مردم را بر دين اسلام ترغيب مينمود لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ تا شايد كه همهء اولاد او رجوع نمايند به پدر خود در توحيد و اخلاص و تبرى از شرك و از امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه مراد بكلمهء باقيه كه ابراهيم عليه السلام در ميان اعقاب خود گذاشته امامة است چه تا روز قيامت امامة در ميان او باقى خواهد بود و لهذا از سدى نقل است كه مراد به عقب آنحضرت آل محمداند صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و بعد از ذكر قصهء ابراهيم تعداد نعمة خود مىكند بر قريش و ميگويد كه من بسبب كفر و شرك تعجيل عقوبة ايشان نكردم . بَلْ مَتَّعْتُ بلكه برخوردارى دادم هؤُلاءِ آنگروه را وَ آباءَهُمْ و پدران ايشان به طول اعمار و طول بيشمار حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ تا زمانى كه آمد بديشان سخن درست و راست كه كلمهء توحيد يا قرآنست وَ رَسُولٌ مُبِينٌ و پيغمبرى آشكارا بمعجزات ظاهره يا بيان كنندهء توحيد بآيات بينه . وَ لَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ و هنگامى