الملا فتح الله الكاشاني

218

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

از جنس ملائكه باشد چون جبرئيل فَيُوحِيَ پس القاى كلام مىكند آن رسول يا آن بشر بِإِذْنِهِ بدستورى خداى تعالى ما يَشاءُ آنچه خواهد خداى إِنَّهُ عَلِيٌّ بدرستى كه خداى برتر است از ديده شدن بابصار چه آن از صفات مخلوقاتست يا غالبست در ايصال وحى حَكِيمٌ دانا به افعال كه مقضى حكمة و مصلحة گاهى بيواسطه سخن ميگويد و گاهى بواسطه از عايشه روايتست كه گمان بردم مگر پيغمبر خداى خود را ديده پس او بهتان عظيم بر خداى خود نموده . وَ كَذلِكَ و همچنين كه وحى كرديم به پيغمبران كه پيش از تو بودند أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وحى كرديم بسوى تو رُوحاً قرآن را كه قلوب به آن حيات مييابد همچنان كه بدن بروح مِنْ أَمْرِنا بفرمان خود و گويند مراد بروح جبرئيل است يا ملكيست اعظم از جبرئيل و ميكائيل كه در حين حيات آنحضرت هميشه ملازم او بود و از امام محمد باقر و جعفر صادق صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منقولست كه آن ملك بعد از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آسمان صعود نكرد بلكه ملازم حال ماست و از ما جدا نميشود تا حين خروج قايم ما و بعد از آنكه او از دنيا ارتحال نمايد بر آسمان رود بعد از آن تعداد نعمة بر آن حضرت ميفرمايد كه ما كُنْتَ تَدْرِي نبودى تو كه بدانى پيش از وحى مَا الْكِتابُ كه چه چيز است قرآن يعنى قبل از انزال قرآن علم به آن نداشتى وَ لَا الْإِيمانُ و نميدانستى دعوت كردن بايمان يا بشرايع و احكام آن عالم نبودى و اگرچه قبل از بعثت بوسيلهء دلايل عقليه باصول ايمان عالم بودى وَ لكِنْ جَعَلْناهُ و ليكن گردانيديم كتاب را يا ايمان را نُوراً روشنائى كه نَهْدِي بِهِ راه نمايم به آن مَنْ نَشاءُ هر كرا خواهم مِنْ عِبادِنا از بندگان خود كه ايشان بادله واضحه در آن تامل كنند وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي و بدرستيكه تو بوسيله وحى ما ميخوانى مردمان را إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ بسوى راه راست كه رساننده است به حق پس در تفسير صراط ميگويد . صِراطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ راه راست خدائى كه مر اوراست ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ آنچه در آسمانها و زمينهاست از روى خلقت و ملكية أَلا إِلَى اللَّهِ بدانيد كه بسوى خدا تَصِيرُ الْأُمُورُ باز گردد همهء كارهاى خلايق در آخرة و همه كس را فراخور اعمال جزا خواهد داد سهد بن جعد گويد كه وقتى آتشى در قرآنى افتاده بود و تمام بسوخت الا آيهء الا الى اللّه تصير الامور هم‌چنين مصحف در آب افتاد و همه محو شد مگر اين آيه .