الملا فتح الله الكاشاني

217

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

نقمة نميكند و بعد از ذكر اذاقهء نعمت و اصابت بليت بجهة بيان آنكه قسمة نعمة و بلية بمشيت و ارادهء اوست ميفرمايد كه . لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مر خدايراست پادشاهى آسمانها و زمينها يَخْلُقُ ما يَشاءُ ميآفريند آنچه ميخواهد يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً ميبخشد هر كرا اراده مىكند دختران نه پسران وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ و مىبخشد هر كرا اراده مىكند پسران نه دختران . أَوْ يُزَوِّجُهُمْ يا جفت ميگرداند ايشان را ذُكْراناً وَ إِناثاً پسران و دختران يعنى هم پسران مىبخشد و هم دختران به اين طريق كه از هر بطنى دو پسر و بطنى ديگر دو دختر يا از بطنى پسرى و از بطن ديگر دخترى وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ و ميگرداند هر كرا ميخواهد عَقِيماً بيفرزند إِنَّهُ عَلِيمٌ بدرستيكه خداى تعالى داناست بمصلحت دادن و ندادن قَدِيرٌ توانا به آنچه مىبخشد و منع مينمايد پس همهء كارها بحكمت و اختيار مىكند حاصل كه حق تعالى احوال بندگان را مختلف ساخته است در اولاد بحسب مقتضى و مشيت پس بعضى را يك صنف كرامة مىكند كه آن ذكور است يا اناث و برخى را هر دو صنف عطا ميفرمايد و جماعت ديگر را هيچ كدام نميدهد و تقديم اناث بر ذكور با وجود شرافت ذكور بر اناث و تقدم آن بر آن بحسب ذلت بسبب اكثريت بر ذكور بسبب تكثير نسل اسبغ بن نباته از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه از يمن و بركت زن است كه اول دختر آورند و بعد از آن پسر چنان كه حق تعالى تقديم اناث بر ذكور نموده آورده‌اند كه يهودان حضرت رسالت را گفتند چرا خداى تعالى بىواسطه با تو سخن نميكند تا در او نگرى چنان كه با موسى سخن گفت و موسى او را ميديد آنحضرت فرمود كه سخن او را ميشنيد اما او را نميديد آيه آمد كه . وَ ما كانَ لِبَشَرٍ و نيست و نشايد مر آدمى را أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ آنكه سخن گويد خداى با وى بر وجهى كه آنكس ويرا بيند بلكه سخن خداى با آدمى نيست إِلَّا وَحْياً مگر بوحى كه آنكلامى است خفى كه بسرعت دريابند بطريق الهام يا بالقاى آن در منام چنانچه داود را زبور الهام كرد و امر نمود ابراهيم را به ذبح اسمعيل در منام أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ يا سخن گويد با وى در پس پرده به اين وجه كه آواز شنوده شود و كس ديده نشود چنانچه با موسى سخن گفت او و در پس حجاب نور بود و در موضح آورده كه حق تعالى در شب معراج با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن گفت در وراى دو حجاب كه يكى از زر سرخ بود و ديگر از مرواريد سفيد و مسافة ميان هر دو حجاب هفتاد ساله راه بود أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا يا بفرستد رسولى را به آن بشر كه