الملا فتح الله الكاشاني
210
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
مرويست از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مراد بزيادتى قبول شفاعت مومن است در حق شخصى كه مستوجب نار باشد يا در دنيا با شفيع خود احسان نموده باشد از خباب بن ارت كه اصحاب صفه است روايت كردهاند كه او گفت چون مالهاى بنى قريظه و بنى نضير و بنى قينقاع مشاهده كرديم در خاطر ما گذشت كه چه باشد توانگر شويم تا از دست فقر و فاقه خلاصى يابيم در احسان گشاده مردمان را نيز از آن محظوظ گردانيم آيه آمد كه . وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ و اگر بگسترانيدى خداى و فراخ ساختى روزى را لِعِبادِهِ براى بندگان خود لَبَغَوْا هر آينه از طريق اقتصاد بيرون رفتندى فِي الْأَرْضِ در زمين و استعلا و استيلا و تكبر لازم حال خود ميساختندى و كبر و فساد را پيشهء خود ميكردندى و اين خاصيت در اكثر طباع است نه در همهء آن و لهذا بعضى از صلحا است كه با وجود كثرت مال خللى در اعمال و انحرافى در اطوار ايشان پيدا نمىشود بلكه در طريق عبادت كما ينبغى سلوك ميكنند و زيادتى اموال اصلا مانع عبادت ايشان نمىشود چون اكثر مردمان كه تربيت نفس بهيمى و سبعى بر ايشان غالبست و به جهت هواى نفس و هوس مايل دنيااند و در اين باب اقوال بسيار است پس اگر حق تعالى بر ايشان بسط روزى فرمودى ياغى و طاغى شدندى پس به جهت اين طريقهء بسط را مسدود ساخته و بر وفق حكمت قسمت ارزاق فرموده كه وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ و لكن فرو ميفرستد روزى را به اندازه ما يَشاءُ آنچه ميخواهد يعنى به قدر معين كه بر وفق مصلحت فراخور حال ايشان باشد إِنَّهُ بِعِبادِهِ بدرستى كه خداى به بندگان خود خَبِيرٌ داناست باحوال ايشان بَصِيرٌ بينا بصلاح ايشان يعنى احوال و اوضاع همهء ايشانرا ميداند و مىبيند پس هر كس را بر وفق مصالح خود روزى ميدهد انس بن مالك از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه جبرئيل گفت حق تعالى ميفرمايد كه از بندگان من بعضىاند كه صلاح ايشان درويشى است كه اگر ايشانرا توانگر گردانم آثار فساد از ايشان صادر شود و برخى آنانند كه مصلحت مقتضاى غناى ايشانست كه اگر بضيق معيشت مبتلا شوند مآل كار ايشان بتباهى انجامد و جمعى ديگر آنانند كه صلاح در بيمارى ايشانست كه اگر تن درست باشند موجب فساد ايشان باشد و گروهى ديگر آنانند كه حكمت تقاضاى تندرستى ايشان مىكند كه اگر بيمار باشند منشاء فساد ايشان باشد طايفهء ديگر آنانند كه از من بابى از ابواب عنايت و عبادت ميطلبند كه اگر در آن بر رخ ايشان بگشايم در آن معجب شوند و سر انجام كار خود را بسر حد تباهى كشند پس فقر و غنا و منع و عطا و قيض و بسط و صحت و مرض بر طبق حكمة منست و هر كس را به آنچه خير و صلاح او