الملا فتح الله الكاشاني
192
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
كفار مكه را آياتِنا نشانهاى قدرت خود را فِي الْآفاقِ در كنارهاى جهان وَ فِي أَنْفُسِهِمْ و در نفسهاى ايشان يعنى مكه مراد آنست كه اكتفا بشق قمر نكنيم بلكه مكرر آيات خود را باهل مكه و نواحى آن مينماييم حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ تا روشن گردد مر ايشان را أَنَّهُ الْحَقُّ آنكه رسول ما حق است أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ آيا كفاية نميكند پروردگار تو استفهام براى تقرير است يعنى البته بس است ترا آفريدگار تو أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ بدل ربك است يعنى كفاية ترا كند آنكه او سبحانه بر همه چيز گواهست مراد آنست كه گواه شدن او بر همهء چيزها كفاية مىكند ترا و معنى كفايت آنست كه اگر كفار انكار نبوت تو كنند حق تعالى كافيست بر صدق دعوى تو بدانكه علما را در معنى آفاق و انفس اختلافيست يكى آنكه مذكور شد دويم آنكه مراد آنست كه بنمايم بمردمان حجج و دلايل توحيد و قدرت خود را در آفاق عالم و اقطار آسمان از شمس و قمر و نباتات و اشجار و ابحار و جبال و در نفسهاى ايشان از لطايف صنعت و بدايع حكمة و حسن صورت و احكام خلقت باعصاب و رباطات و عروق و ايجاد قوى ظاهره و باطنه تا ظاهر شود مر ايشان را كه خالق آفاق و انفس معبود به حق است و در الوهيت يكتاست و در علم و قدرت بيهمتا و اين قول عطا و ابن زيد است سوم بنمايم بايشان دلايل خود را بر صحة نبوة محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آفاق يعنى در اقطار مكهء بفتح قرى و حصون و قلاع و بقاع از براى او بنصرت و معاونت محبان و اخيار كه كرار غير فرار بودند و بعد از آن از جميع اهل اسلام چون غلبهء ايشان بر بلاد روم و يمن و فارس و شرق و غرب و تسلط و تفوق ايشان بر جميع اكاسره و قياصره و غالب شدن قليل ايشان بر كثير و اضاعف ايشان بر اقويا انتشار دعوة اسلام در اقطار معموره و بسط دولت دين محمدى بر اقاصى و ادانى بر وجهيكه خارق عادتست و بيرون از دايرهء معموره و مراد بانفسهم فتح مكه است بعد از قتل و خوف و قحط و اين فتح و نصرت آفاق و انفسن به جهت آنست كه تا ظاهر شود بر ساكنان مكه و اقطار آن كه قرآن حق است و از نزد خدائى استكه معبود مطلق است كه ايشان بسبب غلبه و تسلط آنحضرت بر مكه و اطراف آن بعد از آنكه هيچ ناصرى و معاون نداشت عارف شدند به آنكه او مويد من عند اللّه است و اين قول سدى و مجاهد و حسن بصريست چهارم مراد به فى الافاق وقايعيست كه بر امم مكذبه ماضيه واقع شد از خسف و غرق و صيحه و ريح صرصر و غير آن و فى انفسهم واقعهء روز بدر است و اين از قتاده منقولست پنجم مراد بآفاق آثار امم ماضيه است كه تكذيب رسولان خود كردند و آثار ساير مخلوقات كه در جميع بلاد بودند و