الملا فتح الله الكاشاني

18

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

منند بدرستى كه خداوند لطيف خبير خبر داد مرا كه اين هر دو از هم جدا نشوند تا كه وارد شوند بر من در كنار حوض كوثر دوم آنكه حق تعالى فرمود كه اصطفينا و هر كرا خدا بمسند اصطفينا نشاند هر آينه مصطفا باشد و اين شايستهء انبياست و ائمه هدى نه غير ايشان چه كسانى كه برگزيدهء خدا باشند البته مبرا خواهند بود از معصيت زيرا كه لايق و شايستهء حضرت كبريائى نيست كه اهل عصيان را برگزيند و باسم اصطفا ايشان را نوازش نمايد پس اهل اصطفا اهل عصمت باشند و هرگاه يكى از ما كسى را كه ظاهر متصف است بصلاحيت نه باطنا مقرب خودش ميسازد و انواع نوازش مىكند نظر به ظاهر حال او دارد و اگر علم بخبث باطن او دارد او را از نزد خود ميراند پس كسى كه عالم است به ظاهر و باطن پس چگونه كسى را برگزيند كه مرتكب معاصى شود و از دايرهء ايمان قدم بيرون نهد سوم آنكه حق تعالى در آيه ايشان را ببهشت بشارت داده و بشارت دادن اهل عصيان موجب اغراء است بقبيح و خداى تعالى از قبيح مبراست اگر گويند كه ظلم مستلزم معصيت است پس منافى قول شما باشد جواب گوئيم كه مراد به اين ظلميست كه پيغمبران به خود نسبت داده‌اند همچنانكه آدم عليه السلام گفت ربنا ظلمنا و يونس گفت سبحانك انى كنت من الظالمين كه مراد ترك ندبست كه مستلزم نقص ثوابست و ظلم در اصل لغت بمعنى نقصانست چنان كه در كريمه و لم تظلم منه شيئا كه بمعنى لم تنقص است و صاحب مجمع گفته كه مفسران را در مرجع ضمير منهم اختلافست و نزد ابن عباس و قتادة مرويستكه راجع بعباد است و تقدير كلام اينكه فمن العباد ظالم لنفسه و اين مختار علم الهدى است قدس سره و توجيه اين بر اين وجه نموده كه چون حق تعالى كتاب تورية را معلق ساخته به كسانى كه ايشانرا اصطفا نموده از عباد خود در عقب آن بيان فرموده كه تعليق وراثت به بعضى عباد نه بهمهء ايشان به جهت آنست كه در ميان ايشان بعضى هستند كه ظالم بنفس خودند بكسب معصيت و بعضى ديگر مقتصدند كه هم معصيت ميكنند و هم طاعت و جمعى ديگر سابق بخيراتند كه اصلا معصيت از ايشان صادر نميشود پس بجهة اين وراثت معلق بسابق بخيرات شده نه بهمهء عباد و نزد بواقى مفسران ضمير راجع بالذين اصطفينا است و بنابراين اختلاف كرده‌اند در احوال فرق ثلاثه بعضى برآنند كه همهء بندگان او كه اهل ايمانند ناجىاند و مؤيد اينست حديثى كه ابو دردا نقل كرده كه من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه در اين آيه فرمود كه اما سابق بيحساب ببهشت رود و مقتصد را حساب آسان كنند پس ببهشت درآيد اما ظالم را در زمين قيامت بدارند و بعد از مشاق ببهشت رود و ايشان باشند كه گويند الحمد للّه الذى اذهب عنا الحزن كه در عقب اين آيه مذكور شده و از عايشه روايتست كه ايشان ببهشت روند اما سابق كسيست كه در عهد رسول وفات نموده و آنحضرت براى او گواهى داده كه او از اهل بهشتست اما مقتصد كسى است كه تابع اصحاب او شده تا آنكه به او ملحق شده و اما ظالم همچو منست و امثال من و از عمر بن خطاب