الملا فتح الله الكاشاني
19
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
روايتست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه سابق اهل ايمان بر همه پيشى گرفته و مقتصد ايشان نجات يافتهاند و ظالم ايشان آمرزنده شد - و از جعفر بن حرب روايتست كه ظالم لنفسه بصغاير است كه مستتبع مغفرتست و مقتصد در طاعات در درجه وسطى است و سابق بالخيرات در درجهء عليا و اصحاب ما از ميسر بن عبد العزيز رواية كردهاند كه حضرت صادق فرمود ظالم لنفسه از ما كسيست كه نشناسد حق امام را و مقتصد آنكه عارف به حق امام باشد و سابق بالخيرات امام است و همهء ايشان آمرزيدهاند - و زياد بن منذر از ابو جعفر نقل كرده كه ظالم لنفسه از ما كسى است كه هم عمل صالح كند و هم معصيت از او صادر شود و مقتصد كسيست كه متعبد است به احكام شريعة و مجتهد در آن و سابق بالخيرات على ابن ابى طالب و امام حسن و امام حسين عليه السلام و بنابراين قول كه ظالم لنفسه ناجى نيستند نزد بعضى از آنها آنست كه ظالم لنفسه اصحاب مشئمةاند و مقتصد اصحاب ميمنة و سابق بالخيرات سابقان مقربان از همهء مردمان كما قال و كنتم ازواجا ثلثة و اين قول قتاده است - و از ابن عباس نقل است كه ظالم منافق است و مقتصد و سابق ساير مردمان - و حسن گفته كه سابقان صحابهاند و مقتصد تابعين و ظالم منافقان و در تفسير ثعلبى مذكور است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سه طايفه را تفسير فرموده و گفت سابق آنهااند كه بيحساب ببهشت روند و مقتصد آنان كه حساب ايشان سبك گذرد و ظالم آنان كه مدتى در موقف حساب بمانند و حق تعالى برحمة تلافى حال ايشان كند و مثل اين برواية ابى دردا مذكور شد و برواية ديگر سابق ما اهل جهادند و مقتصد ما اهل حضر كه بجهاد نروند اما به جماعت حاضر شوند و ظالم ما اهل باديه كه نه كمر جهاد بندند و نه دولت جماعة دريابند و أبو الليث فرموده كه سابق آنست كه قبل از هجرت ايمان آورده و مقتصد آنكه بعد از هجرت و قبل الفتح گرويده و ظالم آنكه بعد از فتح مكه بدايره اسلام در آمده و بدانكه اهل تفسير و تذكير از ارباب تحقيق و تدقيق را در اين سه طايفه اقوال ديگر است و اينجا بر ترتيبيكه در قرآن مذكور است يعنى افتتاح كلام به ظالم و اختتام بسابق رقم بيان خواهد يافت سهل بن عبد اللّه تسترى گفته كه آنان جاهلند و متعلم و عالم و يا طالب دنيا و مايل عقبى و متوجه مولى يا صاحب كبيره و مرتكب صغيره و مبرا از جريمه و يا مصر بر ذنوب و تايب عابد و تائب ثابت بر توبه يا پرستندهء خدا بنابر عادة و عرف اقربا و عابد بخوف و طمع از حق تعالى و عبادة كنندهء للّه فى اللّه يا جزع كننده نزد بلا و صبور در بلا و لذة يابنده از بلا يا آكل حرام و مايل شبهه و خورنده حلال يا مشغول از ذكر و مشغول بذكر و متوجه بذكر يا مجرم و تايب و متقى و يا غافل و طالب و واجد يا آنكه سيئات او بر حسنات بچربد و يا آنكه هر دو برابر باشد و يا آنكه حسنات او بر سيئات راجح باشد و يا آنكه ظاهر او به از باطن او باشد و يا آنكه سر علانيهء او مساوى باشد و يا آنكه پنهان او به از آشكارا باشد و يا آنكه انصاف ستاند و داد ندهد و آنكه هم ستاند و هم دهد و آنكه دهد و نستاند و يا آنكه زياد زيادة قوت طلبد و آنكه همچنين