الملا فتح الله الكاشاني
175
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
حالتى كه فرمانبريد فرمان بردنى أَوْ كَرْهاً يا كراهت داشته باشيد كراهة داشتنى يعنى اگر بطوع و رغبت است و اگر بكراهت كه شما را آنچه امر نمايم چارهء نيست مراد اظهار كمال اقتدار و وجوب وقوع مراد اوست پس بر وجهى كه گوييا مأمور و مطيعاند كه فعل امر مطاع بر ايشان وارد شد اين سؤال بر سبيل حقيقت باشد پس اين از قسم مجاز تمثيل است و بر اين قياس است آنچه از ابن عباس مرويست كه آسمان را گفت كه ماه و ستارگان كه در ذات تو خلق كردهام ظاهر ساز و زمين را فرمود كه انهار و اشجار و اثمار خود را بيرون آر قالَتا گفتند آسمان و زمين أَتَيْنا آمديم بهر چه فرمودى طائِعِينَ در حالتى كه فرمان برندگانيم و نزد بعضى آنست كه حق تعالى زمين و آسمان را قدرت داد بر تكلم و بعد از آن خطاب بايشان كرد و بنابراين سؤال و جواب بر حقيقت خود باشد - در خبر آمده كه چون او سبحانه خطاب به زمين كرد اول موضع كعبه بجواب آتينا طائعين تكلم نمود و بعد از آن اجزاى ديگر كه در يلى آن بود و بر همين ترتيب تا تمام اجزاى زمين اعتراف بطوع خود نمودند و بجهة اين آن كعبه اسلام و قبلهء انام گرديد . فَقَضاهُنَّ پس محكم گردانيد آسمانها را و بپرداخت از خلق آنها سَبْعَ سَماواتٍ در حالتى كه هفت آسمان بودند فِي يَوْمَيْنِ در مدت دو روز كه پنجشنبه و جمعه است و گويند حق تعالى در روز پنجشنبه سماوات را آفريد و در روز جمعه شمس و قمر را و در ساعت آخر آن آدم را و در همين روز قيامت را قائم سازد وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ و وحى فرمود در هر آسمانى أَمْرَها كار آن را يعنى مقرر كردشان هر فلكى هر چه از آن آيد از تدابير و مصالح يا الهام كرد باهل هر يك از آسمانها كه عبادت بچه نحو كنند وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا و آرايش داديم آسمان نزديك را كه آسمان اول است بِمَصابِيحَ بچراغ ها يعنى ستارگان كه مانند چراغها درخشانند چه بسبب لطافت آن جميع كواكب در آن مرئى مى شوند و اگرچه بعضى از آن در آسمان ديگر باشند وَ حِفْظاً و نگاه داشتيم آسمانرا نگاه داشتنى يا از شياطين كه داعية شنيدن سخن ملائكه داشته باشند ذلِكَ آنچه مذكور شد از بدايع و صنايع تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ اندازه كردن و آفريدن خداى غالبست كه بقدرت كامله در ملك خود هر چه خواهد كند الْعَلِيمِ دانا بمصالح آفريد چه آفريدن سماوات سبع از دخان و تزيين آن بمصابيح دلالتى تمام دارد بر كمال علم قدرت او سبحانه . فَإِنْ أَعْرَضُوا پس اگر روى برگردانند مشركان از ايمان با وجود اين حجج بينه بر وحدانيت و قدرت فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ پس بگو ايمحمد كه بيم كردم و ترسانيدم شما را صاعِقَةً از