الملا فتح الله الكاشاني

171

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

در خبر است كه حكماى يونان هرگاه كه وحى انبيا را استماع ميكردند استحقار آن ميكردند و در دفع و تصغير ايشان ميكوشيدند و نسبت با علم خود آن را حمل بر جهل ميكردند و در روايت آمده كه چون موسى اظهار دعوى نمود سقراط حكيم را گفتند چرا به شهر موسى مهاجرت نميكنى تا از او كسب علم دينيه حاصل كنى گفت ما بحليهء تهذيب اخلاق آراسته‌ايم و بزيور صلاح نفس پيراسته محتاج تهذيب كسى نيستيم حاصل كه كفار بعلم خود در تدبير دنيا و ما فيها بعلوم طبايع مغرور شده استهزا ميكردند وَ حاقَ بِهِمْ و فرود آمد بايشان ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ جزاى آنچه بودند كه به آن استهزا ميكردند . فَلَمَّا رَأَوْا پس آنهنگام كه بديدند بَأْسَنا سختى عذاب ما را در دنيا و ملجا شدند قالُوا آمَنَّا گفتند ايمان آورديم و گرويديم بِاللَّهِ وَحْدَهُ بخداى در حالتى كه يگانه و تنها است وَ كَفَرْنا و كافر شديم بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ به آنچه بوديم به آن شرك آورندگان از اصناف بتان . فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ پس نبود كه سودى كند ايشانرا إِيمانُهُمْ گرويدن ايشان لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا آنهنگام كه ديدند شدة عذاب ما را زيرا كه در وقت معاينهء عذاب تكليف مرتفع است و صحت قبول ايمان فرع زمان تكليف پس در حين بأس ممتنع باشد قبول ايمان سُنَّتَ اللَّهِ سنت نهاده است خداى تعالى عدم صحة قبول ايمانرا در حين باس سنت نهادنى الَّتِي قَدْ خَلَتْ كه گذشته است آن سنت فِي عِبادِهِ در ميان بندگان او از امم ماضيه يعنى اينطريق مستمر بود در جاحدان زمان پيش وَ خَسِرَ هُنالِكَ و زيان كار شدند در زمان ديدن عذاب الْكافِرُونَ ناگرويدگان به جهت عدم ايمان در آن زمان . سورة السجده ( اربع و خمسون آية مكية ) از ابى بن كعب مرويست كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هر كه يك بار حم سجده را قرائت نمايد بهر حرفى از آن ده حسنه در نامهء او ثبت كنند و از امام جعفر صادق عليه السلام روايتست كه هر كه اين سوره را تلاوت كند روز قيامت نور او مقدار مد بصر باشد و در آن روز شادان باشد و در دنيا محمود بر وجهيكه همهء مردمان بر احوال او رشك برند و از خداى تمناى آن كنند و چون حق سبحانه و تعالى اختتام سورهء مؤمن كرد بذكر منكران افتتاح اين سوره نيز به مثل