الملا فتح الله الكاشاني

116

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

را بر اصحاب تكرار ميفرمود و سعى مينمود تا از آن در قلوب ايشان مركوز شود و در صدور ايشان مفروش گردد و ديگر از صفات قرآن اينست كه تَقْشَعِرُّ مِنْهُ ميلرزد از او يعنى به جهت شدت از خوف و وعيدى كه در اوست بسيار منقبض ميگردد و بهم ميپيچد جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ پوستهاى آنان كه ميترسيدند از عذاب پروردگار خود و از هول روز قيامت ثُمَّ تَلِينُ پس نرم مىشود و آرام ميگردد جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ پوستهاى ايشان و دلهاى ايشان إِلى ذِكْرِ اللَّهِ بسوى ياد كردن خدا يعنى چون آيات رحمت و مغفرت ميشنوند دلها و پوستهاى ايشان نرم مىشود و از خشيت و قشعريرة كه بسبب آيات وعيد طارى شده از آنها زايل ميگردد و از ابن عباس بن عبد المطلب مرويست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه هرگاه بلرزد پوست بندهء مؤمن از ترس خدا ريزان شود از او گناهان همچنانكه ريخته مىشود برگها از درختان خشك زيد بن مسلم از ابى بن كعب نقل كرده كه روزى نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفتم و او به قرآن خواندن مشغول بود در اثناى آن جمعى را رقت آمد فرمود غنيمت دانيد دعا كردن را نزد گريستن كه باجابت مقرون خواهد شد چه وقت رحمة الهى است و نجات از عقوبة پادشاهى عبد اللّه بن زبير گفت از اسماء بنت عميس پرسيدم كه اصحاب رسول را نزد استماع قرآن چگونه يافتى گفت چنان كه خداى تعالى وصف ايشان گفته چشمهاى گريان و اعضاى لرزان گفتم اكنون جمعى پيدا شده‌اند كه چون قرآن ميشنوند ميافتند و فرياد ميكنند و غش ميكنند گفت اعوذ باللّه من الشيطان اين از فعل ابليس است ذلِكَ اين كتاب بزرگوار كه موصوف است بصفات مذكوره هُدَى اللَّهِ راه نمودن خدايست يعنى ارشاد بندگان را از جانب خدا يَهْدِي بِهِ راه راست مينمايد يعنى توفيق ايمان ميدهد بسبب آن مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد از كسانى كه تامل نمايند در ادلهء واضحه و تفكر كنند در حجج بينه آن يا توفيق طاعة ميدهد به آن اهل جنت را وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ و هر كرا گمراه ميسازد خداى يعنى فرو ميگذارد او را بسبب جحود و عناد با وجود ظهور دلايل بر وحدت و آيات وعيد بر معصيت فَما لَهُ پس نيست مر او را مِنْ هادٍ هيچ راه نماينده كه آن را از ضلالت نجات دهد مراد كفار فجارند كه بسبب جحود و عناد اصلا التفات بادله توحيد و آيات وعيد نميكنند پس بر سبيل تهديد ميفرمايد . أَ فَمَنْ يَتَّقِي آيا پس كسى كه بپرهيزد بِوَجْهِهِ به روى خود سُوءَ الْعَذابِ از بدى عذاب و شدت عقاب كه آن زبانهء آتش دوزخ است يعنى روى خود را سپر آتش سازد يَوْمَ الْقِيامَةِ در روز رستخيز بجهة آنكه دست و پاى او در زنجير آتش باشد و ممكن نباشد او را كه از خود دفع آتش كند مگر به روى چون كسى باشد كه از عذاب و نكال رسته در صدر