الملا فتح الله الكاشاني

115

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

و توجه تام نمايد بتهيهء اسباب خلود و پيش از مرگ مستعد آن شود و در بعضى تفاسير آورده‌اند كه اين آيه در شان عاليشان حضرت امير المؤمنين عليه السلام و عمار ياسر است به جهت كمال معرفة و يقين آن حضرت كه قايل اينكلمه گشته كه لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا پس در بارهء أبو لهب و فرزند بىادب او و جمعى كه توابع ايشان بودند ميفرمايد كه فَوَيْلٌ پس چاه ويل كه در جهنم است با شدت عذاب و سختى لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ و بر جماعتى راست كه سخت است دلهاى ايشان مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ از جهة ياد كردن نام خداى كه كلمه توحيد است يعنى هرگاه نزد ايشان ياد خدا كنند بسبب آن زياده مى گردد قساوة در دل ايشان كقوله تعالى فزادتهم رجسا الى رجسهم پس اصلا متعظ نميشوند از ترغيب و منزجر نميگردند از تربيت أُولئِكَ آنگروه سنگدل فِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى هويدا و آشكارااند بر وجهى كه ضلالت ايشان بر هيچكس پوشيده و پنهان نيست ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه حاجت از نرم دلان امة من طلب كنيد كه خداى رحمت در دلهاى ايشان وضع كرده و از ارباب قلوب قاسيه طلب حاجات مكنيد كه حق تعالى غضب و خشم خود را در دل ايشان مركوز ساخته و نيز از آنحضرت مرويست كه خداى دوست دارد كسى را كه ترسنده و اندوهگين و مهربان و مردمانرا بخير تعليم نمايد و دشمن دارد هر دلى را كه غافل باشد و اوقات را ببازيچه صرف نمايد و همه شب بخواب گذراند و ذكر خدا نكند مالك دينار فرموده كه حق تعالى بر هيچ قوم خشم نگرفت و رحمة خود را از ايشان بازنگرفت مگر بجهة قساوة ايشان آورده‌اند كه روزى اصحاب بجناب نبوة مآب عرض كردند كه ملال بسيار و كلال بيشمار بر ما طارى شده خواهش ما آنست كه بگفتار غم‌زدا سخنى ادا نمائى تا ترح ما بفرح مبدل شود و زنگ كدورت از صفحهء خاطر ما زدوده گردد آيه آمد كه . اللَّهُ نَزَّلَ خداى فرو فرستاد أَحْسَنَ الْحَدِيثِ نيكوترين سخن را كِتاباً مُتَشابِهاً كه آن كتابيست مانند يكدگر بعضى از آن مشابه بعضيست در جزالة لفظ و تجارب نظم و تناسب اسلوب و جودة معانى و دلالة بر اعجاز حضرت نبوى و اشتمال آن بر منافع دنيوى و اخروى و يا برخى از آن مصدق برخى ديگر است و در آن تناقض و اختلاف كلام نيست مَثانِيَ مثنى و مكرر است يعنى مشتمل است بر تكرار قصص و اوامر و نواهى و وعد و وعيد و مواعظ و نصايح يا محتويست بر مزدوجات امور متقابله چون امر و نهى و وعد و وعيد و ثواب و عقاب و بهشت و دوزخ و مؤمن و كافر و غير آن بلكه هر چند خوانده مىشود ذوق بتلاوة آن زياد ميگردد و فايدهء تكرار آن اينست كه نفوس بسيار متنفرند از ذكر و وعد و وعيد و موعظه و نصيحة پس اگر در آن تكرار نباشد در نفوس رسوخ پيدا نكند و هيچ نفس عمل به آن ننمايد و از اينجاست كه حضرت رسالة صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سه چهار مرتبه نصايح