الملا فتح الله الكاشاني
103
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
اضافه بروح خود به جهت تكريم و تعظيم آدم است يعنى بعد از تصوير آدم روح بقالب او درآورم و زنده گردانم فَقَعُوا لَهُ پس به روى در افتيد براى او ساجِدِينَ در حالتى كه سجده كنندگان باشيد از روى تبجيل و تكريم او چون قالب او ساخته و پرداخته شد و روح او به او تعلق گرفت . فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ پس سجده كردند فرشتگان همهء ايشان به تمام مر آدمرا و هيچكس از ايشان از اينمعنى ابا ننمود . إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ مگر ابليس كه بزرگ داشت خود را و در امر سجود اطاعت نكرد وَ كانَ و بود در ازمنهء ماضيه و يا گشت بدان نافرمانى مِنَ الْكافِرِينَ از ناگرويدگان و نافرمانان و چون ابليس از سجود استكبار نمود . قالَ گفت حق سبحانه به او كه يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ اى ابليس چه چيز بازداشت ترا أَنْ تَسْجُدَ آنكه سجده كنى لِما خَلَقْتُ مر آنچيزيرا آفريدم بِيَدَيَّ بهر دو دست خود يعنى به خودى خود آن را آفريدم بىواسطهء مادر و پدر و اعانت غير و يا مراد يد قدرتست يعنى او را بيد قدرت كاملهء خود خلق نمودم أَسْتَكْبَرْتَ آيا تكبر كردى بدون استحقاق و بلند ساختى خود را فوق قدر خود أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ يا هستى از جماعتى كه بلند مرتبه و گفتهاند بعضى از ملائكه هستند كه متحيرند در مطالعهء جمال الهى و به جهت شدت توجه و استغراق تام به او سبحانه مأمور نشدند بسجود و قول او سبحانه كه گفت من لعالمين اشارتست بايشان ابليس اختيار شق ثانى كرده كه آن استحقاق تفوق است . قالَ گفت أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ من بهترم از آن مخلوق زيرا كه خَلَقْتَنِي آفريدئى مرا مِنْ نارٍ از آتش كه در غايت لطافتست و نورانيت و غلبيت وَ خَلَقْتَهُ و آفريدى او را مِنْ طِينٍ از گل كه در نهايت كثافت و ظلمانيت است و مغلوبيت هرگاه كه نار افضل از خاك باشد پس چگونه فاضل سجده كنندهء بر مفضول باشد و شكى نيست كه ابليس در اين امر مغلطه خورده چنان كه در سورة الاعراف گذشت و لهذا حق تعالى در جواب او . قالَ گفت فَاخْرُجْ مِنْها پس بيرون رو از ميان اينها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ پس بدرستى كه تو رانده شده از رحمت و دور ماندهء از رتبهء كرامت . وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي و بدرستى كه بر تست راندن من ترا از رحمت خود و خشم و غضب من به تو إِلى يَوْمِ الدِّينِ تا بروز جزا مراد دوام و خلود لعنت است بر وجه فضيحة پيوسته كه در روز قيامت لعنت بر او مضاعف شود بر وجهى كه لعنت دنيا در جنب او هيچ ننمايد و در رواية آمده كه