الملا فتح الله الكاشاني
100
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
ارزانى داشت ما لَهُ مِنْ نَفادٍ و نيست مر آن را هيچ انقطاعى و زوالى و اكثر مفسران برآنند كه اين كلام حق تعالى است كه از روى امتنان ميفرمايد كه اين نعمت بهشت روزى ماست كه بلطف محض و محض لطف به بندگان خود عطا فرمودهايم و اصلا آن را فنائى و زوالى نيست بلكه آنچه بهشتيان تناول ميكنند فى الفور مثل آن را بيافرينيم . هذا اين نوع كلام احوال بهشت است يا حال اهل بهشت اينست و بعد از آن از حال اهل دوزخ خبر ميدهد وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ و بدرستى كه مر نافرمانرا يعنى كافرانرا لَشَرَّ مَآبٍ هر آينه بدى بازگشت است كه آن . جَهَنَّمَ دوزخ است يَصْلَوْنَها درآيند در آن و آتش آن را فرش و بستر خود كنند فَبِئْسَ الْمِهادُ پس بد فراش و و آرامگاهيست دوزخ . هذا اين عذاب را فَلْيَذُوقُوهُ پس بايد كه بچشند اهل طغيان آن را و آن حَمِيمٌ آب گرم جوشانست كه چون نزديك لب آرند ويرا بسوزاند و چون بخورند رودها پاره پاره شود و وَ غَسَّاقٌ و چرك سخت گنديده كه از پوست و گوشت دوزخيان و از فرجهاى زانيان سيلان كند و آن را جمع كرده بر ايشان خورانند و نزد ابن عباس غساق زمهرير است كه بشدت برودت دوزخيان را بسوزاند و بروايت كعب الاحبار چشمهايست در دوزخ كه از نيش حيات و عقارب دوزخ روان گردد و مرويست كه سختى و عفونة غساق بمرتبه ايست كه اگر قطره از آن در مغرب باشد اهل مشرق از نتن آن متنفر شوند و اگر در مشرق باشد اهل مغرب از عفونة آن متأذى كردند و اين يك نوع عذابيست . وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ و عذابى ديگر مر ايشانرا كه در شدت و سختى آن مثل عذاب مذكور أَزْواجٌ انواع گوناگونست يعنى عذاب اهل طغيان با آنكه انواع مختلفه بود در شدت عذاب و الم مانند يكدگر باشند نه آنكه يكى از ديگرى آسانتر باشد آوردهاند كه چون رؤساى كفار را بدوزخ درآورند پيروان ايشانرا تابع ايشان سازند و و رؤسا با خازنان دوزخ گويند كه اينها كيستند كه در عقب ما آمدند گويند كه . هذا فَوْجٌ اين گروهىاند مُقْتَحِمٌ كه برنج و سختى در آيندگاناند در دوزخ مَعَكُمْ با شما لا مَرْحَباً بِهِمْ هيچ مرحبا مباد ايشانرا مراد آنست كه ايشانرا در تنگنائى زندان عذاب هيچ فرجى و گشادگى مباد إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ بدرستى كه ايشان در آيندگانند در آتش دوزخ و چون اتباع از متبوعان خود اين كلمه بشنوند . قالُوا گويند بايشان بَلْ أَنْتُمْ بلكه شما سزاوارتريد به آنكه در حق شما گويند لا مَرْحَباً بِكُمْ مرحبا مباد شما را چه هم ضال بوديد و هم مضل أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ