الملا فتح الله الكاشاني

7

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ميفرمايد وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه پوشيدند حق را كه دين اسلام است و بدان نگرويدند أَعْمالُهُمْ عملهاى ايشان كه بحسب ظاهر نيكو نمايد چون صلهء رحم و عتق بنده و اطعام فقرا و امثال آن كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ همچو سرابيست بر زمين هموار سراب آنست كه شعاع آفتاب در نيمروز به زمين مستوى افتد لمعات آن درخشنده در نظر آيد چون آب موج زننده پس گمان برده شود كه آن آبيست كه به زمين جارى مىشود و قيعه و قاع بمعنى زمين مستوى و هموار است حاصل كه چون صحة اعمال و ترتب ثواب بر آن فروع ايمانست و آن از كفار مسلوبست پس اعمال كه اعتقاد ايشان بر آنست كه بر آن ثواب خواهند يافت مانند سرابيست يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ كه پندارد آن را تشنهء ماءً آبى صافى پس روى بوى آورد حَتَّى إِذا جاءَهُ تا چون برسد بموضعى كه تو هم آب كرده لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً نيابد آن مظنون و مقصود خود را چيزى يعنى آب را هيچ نيابد و نه بيند وَ وَجَدَ اللَّهَ و يابد خداى را عِنْدَهُ نزديك كردار خود حساب كننده و يابد عذاب خداى را نزديك خود فَوَفَّاهُ پس تمام بدهد خداى او را حِسابَهُ جزاى كردار او را بر وجهى كه حساب اقتضاى آن كرده باشد يعنى جزاى خداى را موافق كردار خود بيند وَ اللَّهُ سَرِيعُ الْحِسابِ و خداى زود حساب كند همه را بيك دفعه و او را از حساب بعضى حساب ديگر بازندارد - تشنه بجهة تشبيه كافر است كه با او در شدت نااميدى نزد حاجة خود يعنى همچنانكه تشنه جگر سراب را از دور بيند پندارد كه آبست و چون نزديك آن آيد و آب را نيابد نوميد شده عطش او بيفزايد كافر نيز چون از اميد بپاداش عمل خود مأيوس شود نوميدى و حسرت او بيفزايد از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند كه چگونه حق تعالى همه را در يك حال حساب كند فرمود همچنانكه در يك حال همه را روزى ميدهد بعد از آن بيان تمثيل ديگر مىكند براى كفار و ميفرمايد أَوْ كَظُلُماتٍ يا كردار كفار هم چو تاريكيهاى متراكم است فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ در درياى عميق بسيار آب كه كنارهء آن ديده نميشود كه دم بدم يَغْشاهُ مَوْجٌ مىپوشد آن دريا را موجى مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ از بالاى آن موج موجى ديگر مِنْ فَوْقِهِ از زبر موج ثانى سَحابٌ ابرى كه روشنى ستارها بپوشد ظُلُماتٌ اين تاريكهاست بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ بعضى بر بالاى بعضى ديگر متراكم شده يعنى ظلمت دريا و ظلمت موج و ظلمت ابر و ظلمت موج ثانى إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها چون بيرون بيرون آرد كسى كه در ميان ظلمات مذكوره