الملا فتح الله الكاشاني
8
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
باشد دست خود را كه اقرب اعضاى بدنيه است به چشم نزديك نباشد كه بيند آن را چه جاى آنكه از شان او باشد كه آن را بينند يعنى دست را نه بيند و نزديك به اين نيز نباشد كه بيند وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً و هر كه نگردانيد خداى مر او را روشنى هدايت و ايمان و نظر لطف و توفيق از او بازگرفت به جهت عناد و جحود و استكبار او با وجود ظهور آيات دالهء بر هداية فَما لَهُ مِنْ نُورٍ پس نيست مر او را هيچ نورى بر خلاف كسى كه توفيق بايمان و هدايت و بدرجهء رفيع نور على نور رسيده شده به جهت آنكه هميشه طالب حق بوده و پيوسته جوياى هداية ، خلاصهء معنى تمثيل ثانى آنست كه ظلمات اعمال تيرهء كافرانست و بحر لجى دل او و موج آن چيزى است دل او را مىپوشد از جهل و شرك و سراب مهر تخليه و خذلان بر آن از ابى عبد اللّه عليه السّلام مرويست كه كافر متقلبست در پنج ظلمت كردار و گفتارش ظلمتست و مدخل و مخرجش ظلمت و رجوع او بروز قيامة ظلمة كه دوزخ است بر عكس مؤمن كه او را نور على نور است مؤمنان از تيرگى دور آمدند * لا جرم نور على نور آمدند كافر تاريك دل را نكرت است * حال كارش ظلمة اندر ظلمتست ابن بابويه قمى روايت كند كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه امة تو در روز قيامت چگونه بر صراط گذرند فرمود كه امة من بر صراط بنور على گذرند و على بر صراط بنور من و من بنور خداى پس نور امة من از عليست و نور على از من و نور من از نور خداست و هر كه بما تولا نكند او را از اين نور نباشد پس اين آيه تلاوة فرمود كه وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ أَ لَمْ تَرَ آيا نديدهء يعنى ندانستى دانستنى كه مثابه مشاهده باشد در يقين بوحى يا باستدلال أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ آنكه خداى تسبيح مىكند مر او را و به پاكى ياد مىكند بمقال يا دلالة حال از هر نقص و عيب كه آن اتخاذ ولد و زن و فرزند و شركتست و افعال قبيحه و اعمال شنيعه مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ هر كه در آسمانها و زمينهاست از ملائكه و جن و انس به زبان مقال و غير ايشان از مصنوعات بزبانحال وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ و نيز تسبيح ميگويند مر او را مرغان در حالتى كه بالها گشادهاند در هوا وصف كشيده و تخصيص طير بجهة آن چيزى است كه در طيور است از صنع ظاهر و دليل با هر چه اجرام ثقيله را كه بطبع مايلند بمركز زمين قوة و قدرة داده در هوا و الهام و بسط اجنحه ارزانى فرموده بوقت صف كشيدن يا آنكه در جناح قبض و بسط نيز هست پس در آن برهانيست روشن بر كمال قدرت صانع و لطف تدبير او كُلٌّ هر يك از اهل آسمان