الملا فتح الله الكاشاني

6

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

كس كه نه براى اين كار رود چنان باشد كه بنظاره گاهى رفته باشد كه آن را نبينند و از او هيچ نصيبى برندارد پس نمازگذارندگان بيند و از ايشان نصيبى حاصل نكند و از زمرهء ايشان نباشد و ذاكر آن را بيند و در سلك ايشان نباشد و عالميان و متعلمان را بيند و داخل ايشان نباشد - و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه مسجدها را ميخهاست يعنى آنها را ملازمانى هستند كه فرشتگان همنشينان ايشانند اگر ايشان را نيابند بطلب ايشان شتابند و اگر بيمار شوند بعيادت ايشان روند و اگر حاجتى داشته باشند ايشان را يارى دهند و امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده كه هر كه به مسجد رود براى طاعت پاى بر هيچ تر و خشكى ننهد مگر كه تسبيح كنند براى او تا بهفتم زمين و نيز حضرت فرموده كه هر كه قرآن سخن او باشد و مسجد خانه او حق تعالى براى او خانهء در بهشت بنا كند و نيز فرموده كه يك نماز در مسجد الحرام مقابل صد هزار نماز است در غير آن و در بيت المقدس برابر هفتاد هزار نماز است و در مسجد اعظم مقابل صد نماز و در مسجد قبيله برابر بيست و پنج نماز و در مسجد بازار مساوى دوازده نماز و نماز در خانهء خود همان يك نماز است و اما قول آنكه مراد ببيوت خانه رسولست و اهل بيت اطهار او هيچ شبههء نيست كه صفات مذكوره از سيرت ايشان بوده چنان كه در خبر صحيح آمده كه حضرت شاه ولاية پناه امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب عليه السّلام در شبانه روزى هزار ركعت نماز گذاردى غير از فرايض و نوافل مرتبه و همچنين حضرت امام على زين العابدين ابن الحسين عليه السّلام بكثرة صلاة را نفاق و إِيتاءِ الزَّكاةِ مشهور و معروفست و وجه تسميهء او بزين العابدين به جهت اينست و باتفاق إِيتاءِ الزَّكاةِ با نماز در اسلام و پيش از اسلام در يكروز هيچكس جمع نكرد غير از امير المؤمنين عليه السّلام كه در ركوع نماز زكات بسائل داد و در حق او آيه و الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكوة و هم راكعون نازل شد مع ذلك خوف و خشية او بمرتبهء بود كه ضرار بن ضمرة تميمى روايت كرده كه امير المؤمنين را در بعضى از مواقف ديدم در حينى كه شب پردهء ظلمت فرو گذاشته بود و ستارها روى بغروب نهاده يعنى در نيمهء شب آنحضرت را ديدم در محراب ايستاده بود و محاسن مبارك خود را بدست گرفته بر خود مىپيچيد چون مارگزيده كه در خود پيچد و گريه ميكرد مانند گريهء مغموم و مهموم و محزون از جهة ترس خداى و با دنيا خطاب ميكرد و ميگفت ايدنيا از من دور شو كه ترا سه طلاق گردانيده‌ام و مرا به تو احتياجى نيست و هرگز به تو رجوعى و رغبتى نكنم زيرا كه زندگانى تو كوتاهست و آرزوى تو بسيار اه اه از قلة زاد و دورى سفر و خوف راه و بزرگى اهوال مواضع ورود و حق تعالى بيان خشية اهل البيت عليه السّلام بر سبيل حكاية بر اين وجه ذكر كرده كه انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا و بعد از ذكر صفات حميدهء اهل ايمان بيان حالات كفار