الملا فتح الله الكاشاني
4
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
الصادقين است و اللّه الهادى و عليه اعتمادى كما قال اللّه تعالى يَهْدِي اللَّهُ راه مينمايد خداى لِنُورِهِ بنور ثابت خود مَنْ يَشاءُ هركرا ميخواهد از طالبان ايمان و رشاد وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ و بيان مىكند خداى مثلها را يعنى معقولات را در صورت محسوسات بيان مىكند لِلنَّاسِ براى مردمان تا زود دريابند و مقصود برايشان هويدا گردد وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ و خداى بهمهء چيزها از دقايق معقولات و حقايق جليات و خفيات عَلِيمٌ داناست در اين وعد و وعيد است كسى را كه تدبر نمايد در آيه مذكوره مر شخصى را كه اعراض كند از آن قوله تعالى فِي بُيُوتٍ متعلق است بمشكاة مذكوره يا بتوقد يعنى مثل نور خدا مانند مشكوة مذكوره است در خانها يا افروخته است چراغ در خانهائى كه أَذِنَ اللَّهُ دستورى داد خداى يعنى امر كرد أَنْ تُرْفَعَ آنكه برداشته شود قدر آن بتعظيم يعنى بلند قدر و بزرگ مرتبه دانند و از جملهء تعظيم قدر آن تطهير آنست از نجاست و يا معصيت يا برداشته شود در آن آوازها بحقتعالى در حوايج وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ و ياد كرده شود در آن خانها نام او مراد مساجد است كه ارفع مساكن و اشرف اماكن است و در آنجا بذكر و نماز و تلاوت اشتغال بايد نمود و از سخن دنيى و ما لا يعنى احتراز بايد نمود و از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويستكه مسجدها در زمين روشنى ميدهند و ميدرخشند مر اهل آسمانرا همچنانكه ستارگان كه روشنى ميدهند براى اهل زمين و گويند مراد بيوت عبارتست از چهار مسجد كه بامر الهى متصدى عمارت آن پيغمبران بودهاند كعبه معظمه كه بسعى خليل و مدد اسمعيل تمام شده و بيت المقدس كه رفع قواعد آن در ايام خلافت داود عليه السّلام بوده و اتمام آن بر دست سليمان عليه السّلام اتفاق افتاد و مسجد مدينه و مسجد قبا كه عمارت هر دو باشارت حضرت خاتم الأنبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و نزد بعضى مراد بيوت انبياست - ثعلبى كه از مشاهير اهل سنت است در تفسير خود از انس بن مالك و و بريده روايت كرد كه روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيه ميخواند مردى گفت يا رسول اللّه اين خانهاى معظم و سراهاى مكرم كدام است فرمود خانهاى انبيا ابو دردا گفت يا رسول اللّه خانه على و فاطمه از آن جمله است فرمود نعم من افاضلها آرى خانه على و فاطمه از فاضلترين آنخانههاست و آية تطهير مؤيد اينست و از اين رواية واضح و مبين شد تعظيم و تفخيم على بن ابى طالب و اجلال و اكرام او نزد خدا و رسول پس چگونه كسى قياس او بساير اصحاب كند و او را در سلك ايشان درآورد و ذكر اسم او سبحانه در بيوت مذكوره شامل هر چيزيست كه متضمن ذكر او سبحانه باشد حتى مذاكره در علوم دينيه و مباحثه در احكام شرعيه يُسَبِّحُ لَهُ تسبيح و تنزيه نموده مىشود براى خدا