الملا فتح الله الكاشاني

12

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

ايشان بيماريست يعنى كفر و ميل بظلم و اين مثل آنست كه يكى از ما بجاهلى گويد كه همانا تو جاهلى و ترا علمى نيست در اين كار يا آنكه جزم داند كه جاهل است يا جهلى بر او ثابت كند پس اينجا نيز به جهت تقرير كفر ايشان فرموده افى قلوبهم مرض أَمِ ارْتابُوا يا در شك افتادند در باب پيغمبر و از او تهمتى ديده‌اند و به جهت آن اعتقاد اعتماد وثوق قول و فعل بر ايشان نمانده أَمْ يَخافُونَ يا آنكه ميترسند أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ آنكه حيف كند خداى در نزول حكمى و جور نمايد به آن عَلَيْهِمْ بر ايشان وَ رَسُولُهُ و ميل كند رسول در حكومت از حق بباطل و از عدل بظلم بل انه چنين است كه پيغمبر خدا محل تهمت باشد يا خدا و رسول او ستم كند بر كسى بلكه أُولئِكَ آن گروه هُمُ الظَّالِمُونَ ايشانند ستمكاران بر خصوم خود يا بر نفسهاى خود باباء و امتناع از حكم خدا و رسول إِنَّما كانَ جز اين نيست كه هست قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ گفتار گرويدگان به خدا و رسول إِذا دُعُوا چون خوانده شوند إِلَى اللَّهِ بكتاب خدا وَ رَسُولِهِ و پيغمبر او لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ تا حكم كند ميان ايشان بوقت مخاصمه أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا آنكه گويند كه شنيديم قول ترا وَ أَطَعْنا و فرمانبرداريم امر ترا و اگرچه حكم بر ما باشد نه براى ما وَ أُولئِكَ و آن گروه مؤمنان حقيقى كه مايل اين گفتارند هُمُ الْمُفْلِحُونَ ايشانند رستگاران از دركات سخط ربانى و رسندگان بدرجات رضاى سبحانى و از ابو جعفر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويستكه مراد به اين آيه حضرت امير المؤمنين است وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ و هر كه فرمان برد خداى را در فرايض و احكام وَ رَسُولَهُ و فرستادهء او را در هر چه فرمايد وَ يَخْشَ اللَّهَ و بترسد از عذاب خداى بر گناهان گذشته وَ يَتَّقْهِ و بپرهيزد از خشم او و معصيت نكند در زمان آينده فَأُولئِكَ پس آن گروه هُمُ الْفائِزُونَ ايشانند رستگاران و فوز يافتگان بنعيم مقيم ، در كشاف آورده كه يكى از ملوك از علماى زمان خود طلب آيتى كرد كه عمل بدان كافى باشد و محتاج بآياتى ديگر نشود ايشان به اين اتفاق كردند چه حصول فوز و فلاح جز بفرماندارى و خشيت و تقوى مقدور نيست مرويست كه چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيان كرد كراهت ايشان به حكم و امر او ايشان انكار اين كرده به جهت دفع تهمت خود سوگند بغلاظ و شداد خوردند كه اگر ما را امر كنى به بيرون رفتن از منازل و اموال خود ما انقياد امر تو نموده همهء ديار و اموال خود را بگذاريم و قرار بر فرار اختيار كنيم حق تعالى تكذيب ايشان نموده فرمود وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ و سوگند خوردند