الملا فتح الله الكاشاني
13
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
منافقان به خدا جَهْدَ أَيْمانِهِمْ سختترين سوگندان خود يعنى بغلاظ و شداد تمام سوگند ياد كردند كه در طريق فرمانبردارى چنان ثابت قدمند كه بلا شبهه لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ اگر فرمائى ايشانرا به بيرون از ديار و اموال خود و همه را واگذاشتن لَيَخْرُجُنَّ هر آينه بيرون آيند و لحظهء توقف نكنند قُلْ بگو اى محمد با ايشان كه لا تُقْسِمُوا سوگند مخوريد بدروغ طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ مطلوب از شما فرمان برداريست شناخته و دانسته شده باخلاص و صدق نيت كه اصلا آميخته نباشد به شك و ريب بمانند فرمانبردارى مؤمنان حقيقى مخلص كه باطن ايشان مطابق ظاهر است نه سوگند بدروغ بر اطاعت از روى نفاق كه قلوب بر خلاف افواه باشد چه اين منكر است و ناروا شرعا و عقلا إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بدرستى كه خدا آگاهست و دانا بِما تَعْمَلُونَ به آنچه ميكنيد از نفاق و غيره پس هيچ چيز از ضماير شما بر او پوشيده نيست پس ايشان را باطاعت حسنه ميفرمايد كه قُلْ بگو اى محمد بايشان أَطِيعُوا اللَّهَ فرمان بريد خداى را باخلاص تمام وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ و فرمان بريد رسول او را بصفاى دل فَإِنْ تَوَلَّوْا پس اگر روى بگردانيد اى بندگان از فرمان فَإِنَّما عَلَيْهِ پس جز اين نيست كه بر پيغمبر است ما حُمِّلَ آنچه حمل كرده است از تبليغ احكام وَ عَلَيْكُمْ و بر شما است ما حُمِّلْتُمْ آنچه بار كرده شدهايد از انقياد و امتثال پس اعراض شما از حكم او ضرورى به او نميرسد بلكه آن ضرر راجع بر نفس شماست چه آن تكليفى كه بر اوست از عهدهء آن بيرون آمده كه تبليغ رسالتست وَ إِنْ تُطِيعُوهُ و اگر فرمان بريد رسول را در حكم او تَهْتَدُوا راه يابيد به حق كه رشد و صلاح است و رسيدن بجنت وَ ما عَلَى الرَّسُولِ و نيست بر پيغمبر فرستاده شدهء بامت إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ مگر رسانيدن آشكارا مقرون بمعجزات و يا دعوى كه روشن كنندهء آنچيزى است كه به آن مكلفيد و پيغمبر من اداى آن كرده و آنچه بر شماست باقى مانده پس اگر اداى آن كنيد و به آن قيام نمائيد ثواب آن مر شما راست و اگر اعراض كنيد عقاب آن مر شما راست از ابى بن كعب مرويست كه فقراى مهاجرين بعد از هجرت در مدينه بمنازل انصار جاى گرفتند و قريش با اكثر قبايل عرب كه در مكه و يثرب بودند بر محاربهء ايشان اتفاق كردند شب و روز پيغامهاى تهديد آميز ميفرستادند و سخنان فتنه انگيز ميگفتند مهاجر اكثر اوقات سلاح با خود داشتندى و روزگار بهول گذرانيدندى روزى با يكديگر گفتند آيا زمانى بر ما درآيد كه خود را ايمن و