الملا فتح الله الكاشاني

11

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

كه فرو فرستاديم آياتٍ مُبَيِّناتٍ آيتهاى روشن گردانيده شده و هويدا و حقايق اشيا را بانواع دلايل وَ اللَّهُ يَهْدِي و خداى راه مينمايد بر وجه توفيق و لطف مَنْ يَشاءُ هر كرا ميخواهد بسبب تفكر و تدبر در آن إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ به راه راست و درست كه دين اسلام است كه موصل است به حق و رسيدن ببهشت - آورده‌اند كه ميان بشر منافق و يهودى خصومة افتاد يهودى گفت بيا تا محاكمه را بمحكمه محمد بريم منافق گفت اين مرافعه را بر كعب اشرف عرض ميكنم آيه آمد وَ يَقُولُونَ و ميگويند منافقان آمَنَّا بِاللَّهِ گرويده‌ايم به خدا وَ بِالرَّسُولِ و بفرستادهء او وَ أَطَعْنا و فرمان بردارى كرده‌ايم هر دو را ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ پس برميگردند گروهى از ايشان و امتناع ميكنند از قبول حكم مِنْ بَعْدِ ذلِكَ از پس اقرار كردن بايمان و اطاعت وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ و نيستند آنگروه گرويدگان مخلص و يا ثابت بر ايمان يعنى همهء ايشان اگرچه بلسان معترفند ليكن بقلوب نگرويده‌اند از ابو جعفر عليه السّلام و ابو القاسم بلخى مرويست كه ميان امير المؤمنين على عليه السّلام و عثمان بن عفان مخاصمه واقع شد در باب زمينى كه از آنحضرت خريده بود و در آن سنك بسيار بود خواست كه او را بعيب رد كند امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه نزد رسول رو و هر چه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم حكم كند بدان عمل نمائيم حكم بن عاص بعثمان گفت كه اگر نزد رسول او روى حكم برأى على خواهد كرد كه عم زادهء اوست نه براى تو حق تعالى اين آيه فرستاد و گويند اين مخاصمه ميان مغيرة بن وائل و على عليه السّلام بود در آب و زمين كه او خريده بود و آنحضرت چندانچه خواست كه ويرا نزد رسول برد ميسر نشد و ميگفت محمد مرا دشمن دارد ميترسم كه با من در اين باب ستمى كند كه حق تعالى اين آيه فرستاد كه اقرار برسول و فرمان بردارى او ميكنند و از حكم خدا و رسول سر ميپيچند و روى ميتابند وَ إِذا دُعُوا و چون خوانده شود إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بكتاب خدا و به حكم رسول او لِيَحْكُمَ تا حكم كند پيغمبر براستى بَيْنَهُمْ ميان ايشان إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ آن هنگام گروهى ازيشان كه بشر است يا عثمان يا حكم يا مغيره مُعْرِضُونَ اعراض كنندگانند از محكمهء عليهء نبوت و كراهت دارندگانند از آن وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ و اگر باشد مر ايشانرا حق يعنى اگر حكم براى ايشان بوده باشد نه بر ايشان يَأْتُوا إِلَيْهِ بيايند بسوى پيغمبر مُذْعِنِينَ در حالتى كه فرمان برندگان و برغبة آيندگان‌اند بمحكمهء نبوة و اگر معلوم كنند كه بر ايشان خواهد بود سر باز زنند و قبول آمدن نكنند پس بر سبيل توبيخ و سرزنش ميفرمايد أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ آيا در دلهاى