الملا فتح الله الكاشاني

10

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ ببرد ديدها را از غاية روشنى و شدة درخشندگى و اين قوىترين دليلست بر كمال قدرت كه شعلهء آتش از ميان ابر آبدار بيرون ميآورد يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ و ميگرداند خداى شب و روز را برفتن و آمدن از پى يكديگر يا بنقصان يكى يا بزيادتى يكى ديگر إِنَّ فِي ذلِكَ بدرستيكه در آنچه مذكور شد لَعِبْرَةً هر آينه اعتبارى و دلالتيست لِأُولِي الْأَبْصارِ مر خداوندان بصر و بصيرت را يعنى در آن دلالت ظاهر است بر وجود صانع قديم و كمال قدرت او و نفاذ مشيت او و تنزه از حاجت و آنچه مفضى به آن است مر كسى را كه ببصيرت خود رجوع كند از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايتست كه حق تعالى ميفرمايد كه فرزند بنى آدم مرا ميرنجاند و روزگار را دشنام ميدهد و از غايت جهل نميداند كه حوادث روزگار از منست و روز و شب را من گردش مىدهم وَ اللَّهُ خَلَقَ و خدا بيافريد كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ هر جنبندهء كه بر زمين است از آب كه جزء ماده است و يا از آبى مخصوص يعنى نطفهء و اين بر سبيل تغليب است چه بعضى حيوانات از نطفهء مخلوق نيستند و در تبيان از ابن عباس نقل كرده كه حق تعالى در مبدأ آفرينش جوهرى بيافريد و به نظر هيبت در او نگريست بگداخت و آب گشت و بعضى آن را به آتش تقلب فرمود و از آن جن بيافريد پس برخى را تقلب كرد بباد و از آن ملائكه را مخلوق كرد پس تقلب نمود مقدارى را به خاك و از آن آدمى و ساير حيوانات خلق كرد و اصل همه آبست فَمِنْهُمْ پس بعضى از آن جنبندگان مَنْ يَمْشِي آنست كه ميرود عَلى بَطْنِهِ بر شكم خود چون مار و ماهى و ساير هوام وَ مِنْهُمْ و بعضى ديگر از دواب مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ هست كه ميرود بر دو پاى چون آدمى و مرغ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي و برخى از ايشان هست كه ميرود عَلى أَرْبَعٍ بر چهار قوايم يعنى بر دو دست و دو پاى چون وحش و نعم و سبع و مانند عنكبوت و چيزهائى كه از اربع متجاوز است داخل است بر اين چه اعتماد او در وقت مشى بر اربع است يَخْلُقُ اللَّهُ ما يَشاءُ مىآفريند خداى آنچه ميخواهد از آنچه ذكر فرموده و از آنچه ياد نكرده از بسيط و مركب بر اختلاف صور و اعضا و هيئات و حركات و قوى با وجود اتحاد عنصر بر وفق مقتضاى مشية إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ بر همه چيزها تواناست پس هر چه خواهد آفريند و اختلاف حيوانات با اتحاد اصل دلالتى تمام دارد بر آنكه او سبحانه خالق و قادر است و عليم و حكيم لَقَدْ أَنْزَلْنا بتحقيق