أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
87
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
نداشتى تا مدّتى و زمانى نزديك ؛ تا من صدقه دادمى و از جملهء صالحان و نيك مردان « 1 » بودمى . ابن عبّاس گفت : زكات بدهيد و حجّ كنيد پيش از آنكه سلطان مرگ بشما رسد آنگه توبه قبول نكنند و هيچ عملى سود ندارد . ضحّاك و عطيّه از وى روايت كردند كه گفت : هيچ كس نباشد كه او استطاعت حجّ دارد و حجّ نكند الّا و چون بدر مرگ رسد تمنّاى رجوع كند با دنيا ؛ وى را گفتند : اتّق اللّه يابن عبّاس كه اين معنى در حقّ كافران باشد ، گفت : من در اين معنى قرآن بر شما خوانم آنگه اين آيت برخواند الى قوله [ فأصدّق و أكن « 2 » من الصّالحين « 3 » ] اى من الحجّاج يعنى تا صدقه بدهم و از جملهء حجّ كنندگان باشم . بعضى ديگر گفتهاند كه : مراد از اين آيت منافقاناند و ايشان باشند كه تمنّاى رجوع كنند براى آنكه اين سوره همه در حقّ منافقان است ايشان تمنّاى تأخير مرگ كنند خداى تعالى خبر داد و گفت : هرگز تأخير نكند خداى تعالى و بازپس ندارد مرگ نفسى و شخصى را كه اجل وى درآمده باشد ، و خداى تعالى عالم است و دانا به آنچه شما ميكنيد ؛ چون حال چنين باشد لازم و واجب باشد مسارعت نمودن بر مرگ باداى واجبات و گزاردن حقوق .
--> ( 1 ) - نظير اين است در جمع صلاح و نيك مرد قول شاعر : « خدايا عاقبت محمود گردان * بحقّ صالحان و نيك مردان » ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 333 ) : « جملهء قرّاء [ أكن ] خواندند بجزم مگر أبو عمرو كه او خواند « و أكون » بواو و نصب نون عطفا على قوله [ فأصّدّق ] أبو عمرو را گفتند : چرا و او در مصحفها نيست ؟ - گفت : از كتابت بيوفتاد چنان كه بيوفتاد فى قولهم « يكلّمن » و الاصل « يكلّمون » و فرّاء گفت : در بعضى مصاحف عبد اللّه مسعود ديدم كه [ فقولا له قولا ليّنا ] نوشته بود فقال ؛ و او در كتابت نبود در قرائت بود . و وجه قرائت عامّهء قراء آنست كه [ أكن ] جزم است على محلّ [ فأصدق ] كه او را چون فا ازو بيفكنند مجزوم باشد هلاتأتينا فتحدّثنا و چون فاء نباشد تحدّثنا و آنچه برو عطف بود هم منصوب باشد و هم مجزوم باشد ؛ نصب بر لفظ باشد و جزم بر محلّ و على هذا قول الشاعر : فأبلونى بليّتكم لعلّى * أصالحكم و أستدرج سوّيا » ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گفتند : مراد بصلاح ايمان است براى آنكه آيت در منافقان است چون بدر مرگ رسند تمناى زندگانى كنند و تأخير اجل ؛ براى ايمان . و بعضى ديگر گفتند : آيت در شأن مؤمنان است و مراد بصلاح حجّ است ؛ ضحاك و عطيه روايت كردند از عبد اللّه عباس كه او گفت : هيچ كس نباشد كه استطاعت دارد ( تا آخر ) » .