أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

83

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و مردم رنجور شدند زود فرود آمدند و از ماندگى و كوفتگى بخفته و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين براى آن كرد تا مردم از سر حديث عبد اللّه أبىّ بروند آنگه نماز ديگر از آنجا برفت به جائى فرود آمد كه آن را بقعاء « 1 » گويند بادى سخت برخاست و شترى از آن رسول ( ص ) گم شد و اين در شب بود رسول ( ص ) گفت : اين باد سخت براى آنست كه در مدينه يكى از بزرگان كافران بمرده است گفتند : كيست ؟ - گفت : رفاعة بن زيد بن التابوت يكى از جملهء منافقان گفت : عجب از محمّد خبر ميدهد كه در مدينه حادثهء افتاده است و نميداند كه اشتر گم شدهء وى كجاست ؟ - جبرئيل آمد و وى را از گفتار اين منافق خبر داد و از اشتر كه كجاست « 2 » رسول ( ص ) صحابه را گفت : من دعوى نميكنم كه غيب دانم ؛ آنچه گويم از غيب ؛ جز بوحى نگويم ، جبرئيل آمد و مرا خبر داد از گفتار اين منافق و خبر ناقه ؛ گفت : در فلان شعب زمام وى بشاخ درختى آويخته شده است « 3 » برفتند

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « كه آن را بقعاء گويند بالاى بقيع » و در مراصد - الاطلاع گفته : « بقعاء بالمدّ أوّله مفتوح اسم قرية من قرى اليمامة لا تدخلها الالف و اللام ( تا آنكه گفته ( و بقعاء قرب المدينة خرج اليه ابو بكر لتجهيز المسلمين فى الردّة ( تا آخر عبارت او ) » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در جلد پنجم چاپ اول ( ص 332 ؛ س 7 ) : « زمام او در شاخ درختى در پيچيده است » . ( 3 ) - جزرى در اسد الغابة فى معرفة الصحابة ( باب الزاى و الياء ج 2 ؛ 339 ) گفته : « زيد بن لصيت القينقاعى أخبرنا أبو ياسر بن أبى حبة باسناده الى يونس بن بكير عن ابن - اسحاق قال : حدّثنى عاصم بن عمر بن قتادة قال : ثمّ انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم سار حتى اذا كان ببعض الطريق يعنى طريق تبوك ضلت ناقته فخرج أصحابه فى طلبها و عند رسول اللّه ( ص ) عمارة بن حزم الانصارى و كان فى رحله زيد بن لصيت و كان منافقا فقال زيد : أ ليس يزعم محمد أنه نبىّ و يخبركم خبر السماء و هو لا يدرى أين ناقته ؟ فقال رسول اللّه و عنده عمارة بن حزم : انّ رجلا قال : هذا محمّد يخبركم أنّه نبىّ و يخبركم بأمر السماء و هو لا يدرى اين ناقته و انى و اللّه لا أعلم الّا ما علمنى اللّه و قد دلنى عليها و هى فى الوادى قد حبستها شجرة بزمامها ؛ فانطلقوا فجاؤه بها و رجع عمارة الى رحله و أخبرهم عما جاء رسول اللّه ( ص ) من خبر الرجل ؛ فقال رجل ممن كان فى رحل عمارة : قال زيد ذلك قبل أن تأتى ، فأقبل عمارة على زيد يجأ فى عنقه و يقول : انّ فى رحلى لداهية و ما أدرى ؟ ! اخرج عنّى يا عدوّ اللّه و اللّه لا تصحبنى قال ابن اسحاق فقال بعض الناس انّ زيدا تاب و قال بعضهم : ما زال مصرّا حتّى مات . قال ابن هشام يقال فيه : نصيب يعنى بالنون فى اوّله و الباء فى آخره » . علامهء مجلسى ( ره ) در مجلد دوم حياة القلوب در باب بيست و دوم كه در بيان معجزاتى است كه بعنوان « اخبار از مغيبات » از خاتم الانبياء صلى اللّه عليه و آله صادر شده است اين امر را معجزهء هشتم قرار داده و چنين گفته : « ابن بابويه و طبرسى و راوندى بسند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه ناقهء حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله در جنگ تبوك ناپيدا شد منافقان گفتند : ما را از غيب خبر ميدهد و نميداند كه ناقه‌اش در كجاست ؟ پس جبرئيل آمد و آن حضرت را خبر داد بسخن منافقان و خبر داد كه ناقه در فلان درّه است مهار آن بدرختى بند شده است حضرت رسول ( ص ) فرمود كه نگاه كردند و مردم را جمع كردند پس فرمود كه : أيها الناس ناقهء من در فلان درّه است پس مردم دويدند و ناقه را در فلان درّه يافتند و آوردند » .