أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
63
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
است بنشانند بدهنهاى خويش چنان كه نور چراغ را و شمع را بباد دهن بنشانند يعنى حال ايشان در آنكه ميخواهند كه دين خداى تعالى را باطل گردانند و نور ايمان و اسلام و شريعت بنشانند به آنكه دروغ بر خداى تعالى مىنهند و سخن وى را سحر و شعر ميخوانند چون حال كسى است كه بدهن خود باد در روى آفتاب مىدمد تا نور آفتاب را بنشاند ، چنان كه آفتاب را از آن خللى نباشد دين و اسلام را از گفتار ايشان نقصانى نباشد و خداى تعالى نور خود را تمام گرداند و اگرچه كافران آن را كاره باشند ، اوست آن خداى كه رسول خود محمّد را بفرستاد با دلالتى راه نماينده و بيان و وحى قرآن ، و دين مسلمانى دينى حقّ و ملّتى راست ؛ تا وى را ظاهر و غالب گرداند بر تمامى و جملهء آن دينها ، تا به همه برساند و هيچ مقام نماند الّا كه بامداد و شبانگاه در وى نداى « لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه » بشنوند و دين وى بر جمله اديان غالب گردد و اگرچه مشركان بت پرست كاره آن باشند . [ سوره الصف ( 61 ) : آيات 10 تا 12 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ( 10 ) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 11 ) يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 12 ) اى مؤمنان و گرويدگان شما را هيچ « 1 » راه نمايم و دلالت كنم بر بازرگانئى و تجارتى كه شما را از عذاب دردناك برهاند و از دوزخ نجات دهد ؟ آن تجارت آنست كه بخداى و رسولش ايمان آوريد ، لفظ خبر در مقام امر ايراد كرده است تا ايذان و اعلام باشد بر وجوب امتثال تا پندار يا كه مأمور را امتثال كردهاند و او خبر ميدهد از ايمانى و جهادى موجود ؛ ميگويد كه : ايمان آريد و در راه خداى تعالى جهاد كنيد بمالهاى خود ، و جانهاى خود را بذل كنيد ، مؤمنان را خطاب كرد « 2 » كه :
--> ( 1 ) - كذا در نسخهء قديم و در غالب نسخ كلمهء « هيچ » نيست . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « مىكند » .