أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

56

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ابن زيد گفت : آن باشد كه جامه ندرند و موى نكنند و روى نخراشند ، و سر نتراشند و سليطگى « 1 » نكنند و شعر نخوانند و با مردان نامحرم سخن نگويند و با ايشان ننشينند و نوحه نكنند . ابو هريره روايت كرد از رسول ( ص ) : كه روز قيامت زنان نوحه‌گر را بيارند و بد وصف ؟ ؟ ؟ بدارند و ايشان بانگ ميكنند بمانند بانگ سگان . انس مالك گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : نوايح را يعنى نوحه گويندگان را روز قيامت برانگيزند از گورها خاك‌آلوده و گردآلوده ؛ پيراهنى از لعنت پوشيده دستها بر سر زنان ميگويند واويلاه ؛ مالك گويد : حظّ و بهرهء تو امروز دوزخ است . عبد اللّه عمر گفت كه : رسول ( ص ) لعنت كرد زنان نوحه‌گر را و آن را كه گوش بنوحهء وى دارد ، و آن را كه آبگينه « 2 » بر وى فراز كند ؛ و زن سليطه را ، و آن را كه نگار كند بر دست ، و آن را كه بر دست وى نگار كنند . آنگه خداى تعالى رسول ( ص ) را خطاب كرد كه : با اين زنان برين شرط بيعت كن و براى ايشان از خداى تعالى آمرزش خواه كه خداى تعالى آمرزنده و مهربانست . [ سوره الممتحنة ( 60 ) : آيه 13 ] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ ( 13 ) جمعى از مسلمانان كه درويش بودند پيش جهودان ميرفتند و بايشان تقرّب مىنمودند و از ايشان ميوه و طعام ميگرفتند خداى تعالى ايشان را از اين نهى كرد و گفت : اى مؤمنان دوستى مكنيد با گروهى كه خداى تعالى بر ايشان خشم گرفته است يعنى جهودان كه ايشان از ثواب آخرت نوميد شده‌اند بسبب تكذيب ايشان رسول خداى را و عناد ايشان با وى ، و ميدانند كه او آن پيغمبر است كه در توراة خداى تعالى صفت او كرده است ايشان چنان نوميدند از رحمت خداى تعالى كه كافران نوميدند از زنده گردانيدن مردگان كه آن أصحاب گورهااند و چنان كه كافرانى كه مرده‌اند و اصحاب گورهااند از رحمت خداى تعالى نوميدند .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « سليطى » ( رجوع شود به جلد پنجم چاپ اول ص 308 ؛ س 24 ) ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « آينه » .