أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

507

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پس از استعفاى شيخ الرئيس مرحوم ميرزا محمّد كاظم ملك الشعراى صبورى طاب ثراه داوطلب شد و آنمرحوم كتاب را مطالعه ميكرد و اغلاط را رونويس مينمود و بمرحوم ملّا داود كه با هم دوست صميمى بودند ارائه ميداد و آنمرحوم تصحيح ميكرد و از اين ترتيب هم كارى از پيش نرفت تا آنكه مرحوم ركن الدّوله مستقيما از مرحوم ملّا داود خواهش نمود كه چند وقتى اوقات خود را مستغرق تصحيح نمايد كه به زودى پيشرفت كند مرحوم ملّا داود حسبة للّه و طلبا لمرضاته تمام اوقات خويش را مستغرق اين امر خير فرمود از اوّل تفسير تا همين اندازه كه بطبع رسيده تصحيح نمود و در مواقعى هم حواشى و تعليقاتى بر تفسير نوشت كه يكى از تعليقات ايشان در تفسير آيهء ملك « 1 » سورهء مباركهء آل عمران بامضاى « داود بن الحسن الفاضل » بطبع رسيده است ولى در طبع « قاضى » : ( فاضل ) شده است و امضاى ايشان « داود بن الحسن القاضى » مىباشد و اگر خوانندگان محترم خواسته باشند از زمينهء غلطهاى كتاب مستحضر شوند كه چه بوده و آن مرحوم چه تبحّرى در ادبيّت داشته است كه متمكّن از تصحيح شده‌اند نظرى به اين عبارت بيندازند ( قال فصاد فاصطفى ) اين عبارت كتاب بود كه من در محضر پدر بزرگوارم بلند مىخواندم و آن مرحوم گوش ميداد چون به اين عبارت رسيدم بطوريكه نوشته شده بود خواندم آن مرحوم فرمود به اين طريق بنويس : « فانّ قصائدى لك فاصطنعنى » من بنده از سرعت انتقال او در تعجّب رفتم و دست نگاه داشتم و آن گرامى پدر معظّم فرمود : براى اينكه از ترديد بيرون آئى مراجعه بكتاب « درر و غرر » نما اين شعر را در فلان صفحه خواهى يافت . تفسير تا همين اندازه كه بطبع دولتى رسيده است كاملا تصحيح شد در اين ميانه ركن الدّوله مرحوم گرديد و مرحوم عين الملك كه بعدها ركن الدوله شد تفسير را ناتمام از مرحوم ملّا داود گرفت و بمظفّر الدّين شاه طاب ثراه هديّه نمود و شاه مغفور هم همان اندازهء مصحّح را امر بطبع فرمود و باقى تفسير به حال عطلت باقى مانده است ؛ دستى از غيب برون آيد و كارى بكند ( انتهى ) » .

--> ( 1 ) - رجوع شود بمجلّد دوّم چاپ اوّل ؛ ص 536 .