أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

506

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

« جمال خراسان عميد آل داود ملّا داود ملّا باشى طاب ثراه - در كتب تاريخى عهد ناصرى نام اين بزرگوار را بقاضىزادهء صد خروى يادداشت نموده‌اند ؛ در كتاب مطلع الشمس چنين نگاشته شده « 1 » : قاضىزادهء صد خروى نام ناميش داود است و در فنون شتّى بتخصيص صناعات عربيّه و كمالات ادبيّه بمقامى رفيع و منزلتى منيع رسيده نوّاب مغفرت مآب حسام السلطنه سلطان مراد ميرزا طاب ثراه در تربيت و تكميل وى عنايات كريمانه مبذول داشته جودت خطّ تحرير و درجهء انشاء و رسائلش كه مزيد مزاياى ديگر اوست به نظر رسيده ألان اللّه له كلّ شديدة كما ألان لداود الحديده ؛ انتهى . سپس مولد و موطن و آثار علمى و ادبى او را كاملا نوشته تا اينكه در صفحهء 27 الى 29 همان مجلّه در موضوع تصحيح تفسير ابو الفتوح رازى قدّس سرّه چنين مينگارد : تصحيح تفسير ابو الفتوح رازى رحمه اللّه اين تفسير در كتابخانهء مقدّسهء آستانه بود كه بنيكوترين خطّى از خطّ نستعليق در كاغذ خانبالق نگاشته شده و آيات قرآنى را به طلاى خالص و سر سوره‌ها و جزوه‌هاى آن بلاجورد و شنجرف و طرنجكاريهاى قابل تمجيد زينت داده گشته كه بدون اغراق سه چهار هزار تومان طلا و شنجرف و لاجورد و قيمت تذهيب به مصرف آن بايد رسيده باشد ولى با اين محسّنات طورى بواسطهء كثرت غلط اين كتاب مستطاب از حيّز استفاده افتاده است كه به هيچ وجه نميشود يك صفحهء آن را بىمراجعه بكتب تحت قرائت درآورد و مرحوم شاهزاده محمّد تقى ميرزاى ركن الدّوله طاب ثراه اين تفسير را بخطّ مرحوم ميرزا ابو القاسم خوشنويس استنساخ نمود و مسلّم است ( اصل چو مغلوط گشت چيست حواشى ) و تصحيح آن را در عهدهء مرحوم حاجّ شيخ الرئيس قرار داد ؛ شيخ الرئيس پس از ملاحظهء تفسير استعفائى بشاهزاده ركن الدّوله بشعر ذيل نوشته و خود را از تصحيح آن آسوده ساخت : در حضرت بندگان و الا * ما راست هزار سرفرازى هر چند كه سرفكنده‌مان كرد * تفسير ابو الفتوح رازى

--> ( 1 ) - رجوع شود بمجلّد دوّم : ص 403 ؛ و نيز در المآثر و الآثار در بارهء او چنين گفته : ص 213 : « ملّا داود قاضىزادهء صد خروى ساكن مشهد مقدّس رضوى از فضلاء اين عصر است و ادوات منادمت را تكميل كرده » .