أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

482

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پسر أبو لهب را از نزديك من دور گردانيد و گفتند : مراد خير است يعنى آنچه ويرا بود از مال و خواسته « 1 » كه در عداوت و دشمنى رسول نفقه ميكرد ويرا هيچ سود نكرد در دنيا ؛ و زود باشد كه سوخته شود در دوزخ بآتشى خداوند درفش « 2 » و زبانه . [ وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ « 3 » ] و نيز زن او امّ جميل دختر حرب خواهر ابو سفيان « 4 » كه يك چشم بود و نمّامه و سخن‌چين بودى و در ميان مردم فتنه و بدى انداختى و بدناءت و خسّت مشهور بودى هيمه « 5 » بر دوش خود گرفتى و بياوردى ، و بشب برفتى و خار و خاشاك بياوردى و در راه رسول خداى ريختى « 6 » تا پاى رسول اوگار « 7 » و مجروح گردد ربيع أنس گفت : آن خار و خاشاك در زير پاى رسول نرم‌تر از خزّو حرير بودى مرّهء همدانى « 8 »

--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خواسته با ثانى معدوله بر وزن راسته زر و مال و اسباب و جمعيّت و سامان و ملك و أملاك و آنچه دلخواه باشد » ابو نصر فراهى نيز گفته : « عرض خواسته طارف و تالدش * نوش با كهن دان و فاسد تباه » ( 2 ) - در بعضى نسخ : « به آتش خداوند درفشنده و زبانه زننده » و در بعضى ديگر « درافشنده » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عامّهء قرّاء [ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ] خواندند برفع و آن را دو وجه است : يكى مبتدا و خبر ؛ و يكى صفت و موصوف ، و حسن بصرى و ابن أبى اسحاق و ابن محيص و الاعرج و عاصم خواندند [ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ] بنصب ؛ و آن را دو وجه باشد : يكى حال و يكى نصب على الذّمّ كأنّه قال : أعنى حمّالة الحطب و أخصّها و مثله قوله [ ملعونين ] » . ( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « وزن او امّ جميل بنت حرب بن اميّه بود خواهر أبو سفيان و يك چشم بود » . ( 5 ) - در بعضى نسخ : « هيزم » . ( 6 ) - در بعضى نسخ : « افكندى » . ( 7 ) - كذا صريحا در نسخهء قديم و در ساير نسخ « افگار » ؛ در برهان قاطع گفته : « أوگار بر وزن و معنى افگار است كه جراحت پشت چاروا باشد و زمينگير و بجا مانده و آزرده را نيز گويند ، و بايد دانست كه : در لغت فارسى چنان كه باى ابجد بواو تبديل مييابد فاى او نيز تبديل مييابد چنان كه در فوايد گذشت » و نيز گفته : « افگار با گاف فارسى بر وزن افسار جراحت پشت چاروا را گويند ( تا آخر ) » . ( 8 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : ( ص 318 ) : « مرّة بن شراحيل الهمدانى أبو اسماعيل الكوفىّ العابد مرة الطيّب و مرّة الخير عن أبى بكر و عمرو جماعة ، و عنه الشعبىّ و طلحة بن مصرف و طائفة ، وثّقه ابن معين ، قال الحرث الغنوىّ : سجد حتّى أكل التراب جبهته قال ابن سعد : توفّى بعد الجماجم » و فى التهذيب « و قيل : توفّى سنة ستّ و سبعين » .