أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
49
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مشرك بود ازين خبر يافت گفت : « ذاك فحل لا يقرع انفه » « 1 » بدامادى رسول ( ص ) راضى شد آنگه خداى تعالى مؤمنان را گفت : [ لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ ] خداى تعالى شما را نهى نميكند و باز نمىدارد « 2 » از آن كسانى كه با شما قتال نكردند در دين و اسلام شما
--> ( 1 ) - اين عبارت از امثال عربى است و محصّل معنى آن در اينجا همان است كه ابو الفتوح ( ره ) به اين عبارت تعبير كرده است : « يعنى چنين مردى را بدامادى دفع نكنند كه او كفوى كريم است » و معنى تحت اللفظى آن اين است كه : او نريست كه بينى آن را نبايد كوبيد . ( 2 ) - اين معنى يك قول است در آيه و قولى ديگر نيز در آن هست و نصّ عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن اينست ( ج 5 چاپ اول ؛ ص 304 ) : « آنگه حق تعالى رخصت داد وصلت آنان را كه با مؤمنان دشمنى نكردند و با ايشان قتال نكردند و ايشان را از سراهاى خود بيرون نكردند در مكّه ؛ گفت : [ لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ ] خداى تعالى نهى نمىكند شما را از آنان كه با شما قتال و كارزار نكردند و شما را از خانههاىتان بيرون نكردند [ أَنْ تَبَرُّوهُمْ ] بايشان برّ و نيكوئى و صلهء رحم كنيد قوله [ أَنْ تَبَرُّوهُمْ ] بحقيقت مفعول به است براى آنكه منهىّ عنه اوست كأنّه قال لا ينهاكم اللّه عن الذّين لم يقاتلوكم فى الدّين و عن قسطهم و العدل فيهم » قولى ديگر آنست كه [ أَنْ تَبَرُّوهُمْ ] محلّ او جرّ است على البدل من قوله [ عَنِ الَّذِينَ ] بدل اشتمال يعنى در ايشان قسط و عدل كار بنديد كه خداى تعالى داد كنندگان را دوست ميدارد علما خلاف كردند در آنكه اين آيت در كه آمد ؟ عبد اللّه عبّاس گفت : آيت در خزاعه آمد و رؤساء ايشان منهم هلال بن عويم و سراقة بن مالك و بنو مدلج و اينان كه با رسول ( ص ) مصالحه كرده بودند كه با رسول ( ص ) كارزار نكنند و كس را يارى نكنند بر او ، عبد اللّه زبير گفت : آيت در اسماء بنت ابى بكر آمد و سبب آن بود كه مادرش فتيله بنت - عبد العزّى من بنى مالك بن حلى بمدينه آمد بنزديك اسماء با او پارهء اقط بود و پارهء روغن گاو و چيز ديگر ؛ و او مشركه بود اسماء گفت : من هدّيهء تو قبول نكنم تا از رسول ( ص ) باز نپرسم آنگه بنزديك عايشه آمد تا عايشه براى وى بپرسيد خداى تعالى اين آيت فرستاد رسول ( ص ) او را فرمود : تا مادر را به خانه برد و هديّهاش قبول كند و نيكو دارد او را ، آنگه باز نمود كه شما را نهى از كه كرد ؟ - گفت : [ إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ ] خداى تعالى نهى كرد شما را از آنان كه در دين كارزار كردند و شما را از خانه بيرون كردند و يكديگر را معاونت و مظاهرت كردند بر اخراج شما [ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ ] كه بايشان تولّا كنيد و با ايشان دوستى كنيد [ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ] و هر كه تولّا كند بايشان از جملهء ظالمان باشد و ولايت و مودّت نه بجاى خود نهاده باشد » .