أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

472

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از مدينه بيرون آمد با ده هزار مرد از مهاجر و انصار بمرّ الظّهران « 1 » رسيد در راه ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطّلب « 2 » را ديد و عبد اللّه بن أميّة بن المغيره را ايشان بترسيدند خواستند كه بنزديك رسول آيند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را بار نداد و گفت : نخواهم كه ايشان را بينم از آن جفاها كه از ايشان ديده‌ام ، امّ سلمه گفت : يا رسول اللّه يكى پسر عمّت است و يكى پسر عمّه‌ات اگر دستورى دهى با پيش تو آيند و از تو امان خواهند ، گفت : نخواهم كه ايشان را بينم ، ابو سفيان بن الحارث پسركى خرد با خود داشت گفت : بخداى كه اگر محمّد مرا به خود راه ندهد دست اين پسرك بگيرم و در اين بيابان بروم تا هر دو از تشنگى و گرسنگى بميريم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون اين حال بشنيد بر وى رحمت كرد دستورى داد تا در آمدند و هر دو اسلام آوردند و خبر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر قريش پوشيده بود و ايشان سخت خائف بودند ابو سفيان بن حارث و حكيم بن حزام « 3 » و بديل ورقاء از مكّه بيرون آمده بودند تا كسى را ببينند تا خبرى پرسند عبّاس بن عبد المطّلب گفت : من نيز انديشه كردم كه اگر رسول بدين هيئت ناگاه در مكّه رود اثر قريش بنماند گفت : بر استر « 4 » رسول برنشستم و ميراندم و شب بود تا كسى را

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « ظهران بالفتح دهى است ببحرين و كوهى است به اطراف قنان و رودبارى است نزديك مكّه و مضاف مىشود بسوى آن لفظ مرّ ؛ پس گويند مرّ الظهران » طريحى ( ره ) در مجمع البحرين گفته : « و مرّ وزان فلس موضع بقرب مكّة من جهة الشام نحو مرحلة و هو منصرف لأنّه اسم واد و يقال له بطن مرّ و مرّ الظهران » ياقوت در معجم البلدان گفته : « مرّ بالفتح ثمّ التّشديد ( تا آنكه گفته : ) و مرّ الظهران و يقال : مرّ ظهران ( يعنى بدون الف و لام ) موضع على مرحلة من مكّة له ذكر فى الحديث و قال عرّام : مرّ القرية و الظهران هو الوادى و بمرّ عيون كثيرة و نخل و جميز و هو لا سلم و هذيل و غاضرة ( تا آخر گفتار او ) » . ( 2 ) - هو أبو سفيان بن الحارث بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف القرشىّ الهاشمىّ ابن عمّ النبىّ ( ص ) و كان أخا النبىّ ( ص ) من الرضاعة أرضعتها حليمة بنت أبى ذؤيب السعديّة ؛ طالب ترجمهء او بتفصيل رجوع كند بأسد الغابة ( ج 5 ؛ ص 213 - 215 ) . ( 3 ) - طالب ترجمهء او بأسد الغابة رجوع كند ( ج 2 ؛ ص 40 - 42 ) . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « اشتر » ؛ و حتما غلط است بقرينهء لفظ : [ بغلة رسول اللّه ] بعد از هشت سطر .