أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

470

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نشسته بود چند بيت شعر پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بخواند تا به اين بيت رسيد : هم بيّتونا باللّويّة هجدّا * فقتلونا ركّعا و سجّدا « 1 » چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين بيت را بشنيد گفت : اى عمرو بن سالم هيچ انديشه مدار كه من از وراء كينهء شماام و نصرت خداى در پيش است آنگه بديل ورقاء پس از آنكه اين مرد را فرستاده بود برخاست با جمعى از خزاعه بشكايت قريش بمدينه پيش رسول آمد رسول او را اعزاز و اكرام كرد و گفت : شما بازگرديد كه من بر أثر شما ميآيم و اين انتقام مرا ميبايد كشيدن ، قريش از آنچه كرده بودند پشيمان شدند ابو سفيان را گفتند : ترا پيش محمّد بايد رفت و عهد تازه بايد گردانيدن ، ابو سفيان بيرون آمد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : گويا در آن مينگرم كه ابو سفيان آمده است و ميخواهد تا عهد تازه گرداند ، ابو سفيان در راه ببديل ورقاء رسيد گفت : از كجا ميآئيد ؟ - گفتند : رفته بوديم تا در اين مواضع اشتران خود را ببينيم ؛ و بگذشت ، ابو سفيان گفت كه : وهم من آنست كه بديل بمدينه بوده است بشكايت ما و اگر ميخواهيد كه بدانيد كه چنين است پشگل اشتران ايشان بشكنيد اگر ميانهء آن استهء « 2 » خرما بود ايشان از مدينه ميآيند كه اهل مدينه اشتر را استخوان خرما دهند ؛ بديدند همچنان بود ، ابو سفيان

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين بيتها در سورة البقره رفته است » . ( 2 ) - كذا در نسخهء معتمده ليكن در بعضى نسخ : « هسته » و در بعضى ديگر : « دانه » و در بعضى ديگر : « استخوان » ؛ در برهان قاطع گفته : « استه بفتح اوّل بر وزن خسته دانهء خرما و شفتالو و زردآلو و امثال آن را گويند » و نيز گفته : « هسته بفتح اوّل بر وزن و معنى خسته است كه استخوان و دانهء ميوه‌ها باشد » .