أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

450

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

حقّ تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت : آى « 1 » ندانستى كه خداى تو با أصحاب فيل چه كرد ؟ نه وى كيد ايشان را و راى بد ايشان را در خراب كردن كعبه در ضلال و هلاك و خسار و تضييع كرد و باطل گردانيد ؟ و نگذاشت كه مقصود ايشان حاصل گردد ؟ و بفرستاد بر ايشان مرغانى گلّه گلّه و گروه گروه مىانداختند بايشان اين مرغان سنگى را مسجّل كرده براى عذاب و هلاك ايشان . عبد اللّه عبّاس گفت : مرغانى بودند كه ايشانرا منقار مرغان بود و چنگال سگان و سرها چون سر شيران . عايشه گفت : مرغانى بودند بر شكل بالوايه « 2 » . ابن مسعود گفت : خداى تعالى بادى بفرستاد تا تقويت انداختن ايشان كرد هيچ سنگ از آن سنگها بر هيچ آهن نيامد كه از آنجا گذر نكرد و گفتند كه : [ سِجِّيلٍ ] بمعنى سجّين است يعنى سنگهاى دوزخ و [ سِجِّيلٍ ] سنگ گل باشد و مراد از اين آن باشد كه : خداى تعالى قدرت داد مرغى ضعيف را تا به مقدار نخودى يا كهتر سنگ ضعيف كه از گل باشد شخصى را هلاك كرد ، پس گردانيد خداى تعالى آن لشكر را همچون برگ كشتى كرم خورده يا حيوانى ديگر خورده و از آن روث انداخته . و قصّهء اصحاب الفيل و هلاك شدن ايشان به آن مرغان ضعيف آنست كه هيچكس آن را انكار نتواند كرد و اين فعل با هيچكس « 3 » حوالت نتوان كرد إلّا با خداى قادر و قاهر « 4 » ، و اين از جملهء فضايل كعبه است و مقدّمهء نبوّت پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه او در آن سال در وجود آمده بود ، و گفته‌اند : كه معجزهء خالد بن سنان بود كه او وصىّ عيسى پيغمبر بود عليه السّلام .

--> ( 1 ) - يعنى « آيا » چنان كه مكرّر در مكرّر بيان كرده‌ايم . ( 2 ) - در برهان قاطع ( در فصل باى موحّده ) گفته : « بالوايه بفتح ياى حطّى پرستوك باشد و آن پرنده ايست كه در سقف خانه‌ها آشيان كند و بعضى گويند : پرنده ايست كوچك و سياه و كوتاه‌پاچه كه در شب و روز در پرواز مىباشد مگر در هنگام بچه كردن كه بسوراخى رود و اگر بر زمين افتد نتواند برخاست و آن را به عربى [ أَبابِيلَ ] گويند » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) چنين است : « عايشه گفت : مرغانى بودند چون پرستك » ؛ در برهان قاطع گفته : « [ پرستك ] بكسر اوّل و ثانى و سكون ثالث و ضمّ رابع و كاف ساكن پرنده‌ايست كه پشت و دم او سياه و سينه‌اش سفيد و منقارش سرخ مىباشد و در سقف خانه‌ها آشيان مىكند و او را به عربى [ خطّاف ] ميگويند » و در [ پرستو ] و [ پرستوك ] نيز به همين معنى با اضافاتى تصريح كرده است فراجع ان شئت . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « با هيچ چيز » . ( 4 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در اينجا بيانات نفيسى دارد هر كه طالب باشد بمنهج الصادقين رجوع كند .