أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

441

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سورة الفيل مكّيّة و هى خمس ايات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره الفيل ( 105 ) : آيات 1 تا 5 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ( 1 ) أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ( 2 ) وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ( 3 ) تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ( 4 ) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ( 5 ) سورهء فيل اين سوره مكّيست و پنج آيت است « 1 » . از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردند كه : هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى ويرا أيمن گرداند در دنيا از خسف و قذف و مسخ . حقّ سبحانه و تعالى خطاب كرد محمّد را و گفت بر سبيل تذكير نعمت بر وى و بر اهل مكّه بهلاك كردن اصحاب الفيل و تحذير كافران مكّه و غير ايشانرا از مخالفت رسول و قصد ايذاء وى و صحابهء وى كه : اى محمّد نميدانى و معلوم تو نيست كه خداى تو با خداوندان فيل چه كرد در وقتى كه ايشان قصد مكّه كردند از براى خراب كردن كعبه ؟ ! و [ فيل ] اگرچه مفرد است مراد از او جنس است براى آنكه با ايشان يك فيل بيشتر بود ، و گفته‌اند : مراد به او پيلى است كه ايشان را بود در ميان پيلان بغايت بزرگ نام وى محمود . و قصّهء اين از عبد اللّه عبّاس روايت كرده‌اند كه وى گفت « 2 » : پادشاهى بود از پادشاهان حمير كه نام او را ذرعهء ذو نواس گفتندى جهود بود و جماعتى از قبيلهء حمير با وى بر آن ملّت بودند جمعى ترسايان به آن جا افتادند مهتر

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و بيست كلمه ، و نود و شش حرف » . ( 2 ) - پوشيده نماناد كه أبو المحاسن ( ره ) اين قصّه را ملخّص كرده و چكيده و لباب آن را نوشته است هر كه طالب بسط و تفصيل باشد بتفسير ابو الفتوح ( ره ) مراجعه كند .