أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
426
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
آدمى آنچه ميخواهد از ناسپاسى كه خداى وى به روى گواه است بهر چه مينكد و مىبيند . آنگه گفت : [ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ ] بدرستى كه سخت بخيل است براى دوستى مال ؛ و عرب [ بخيل ] را « شديد » خوانند چنان كه ما نيز بخيل را « سخت » گوئيم و نيز عرب [ فاحش ] گويند و [ بخل ] را « فحشاء » گويند ؛ الشّيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء ؛ يعنى ببخل ميفرمايد . بعضى گفتند كه : قوى است و سخت از براى طلب مال و حريص و مجدّ ؛ [ أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ « 1 » ما فِي الْقُبُورِ ] هى اين آدمى كافر نعمت بخيل دنيا دوست نميداند كه چون برانگيزند آنچه در گورهاست يعنى مردگان ريزيده و پوسيده را زنده كنند ، و آنچه در سينهها و دلهاست حاصل گردانند و آشكارا كنند « 2 » از اعتقادات حقّ و باطل و نيات ريا و اخلاص ، و تميز كنند و جدا گردانند ميان نيك و بد ، نميداند كه خداى ايشان بايشان و أحوال ايشان عالم است و از كار ايشان آگاه ؛ روز قيامت كه حشر خلايق باشد هر كسى را به آنچه كرده باشد بر وفق استحقاق جزا دهد .
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « فرّاء گفت [ بُعْثِرَ ] و « بحشر » لغتان أى بعث ، و الراء زيدت لا لحاقه بالرباعى و قيل : [ بُعْثِرَ ] مركّب من بعث و نشر ؛ و اين قول قريب است » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : [ وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ ] و حاصل كنند آنچه در دلها باشد يعنى آشكارا كنند بيانه قوله : يوم تبلى السرائر [ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ ] نميدانى كه خداى اين روز يعنى روز قيامت عالم باشد باحوال ايشان ؛ و همزء از پس [ علم ] و [ ظن ] مفتوح بايد الّا آنكه چون لام در خبر او بازآيد چنان كه علمت إنّ زيدا لمنطلق كه آنگه مكسور شود . گويند كه : حجّاج اين سوره در نماز ميخواند [ أنّ ] بفتح خواند براى [ يَعْلَمُ ] چون به آخر رسيد لام ديد نخواست كه با سرگيرد لام از [ خبير ] كه خبر است بيفكند ؛ اعراب نگاهداشت و شرع و جانب خداى فروگذاشت » . مولى فتح اللّه ( ره ) گفته : « [ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ ] بدرستيكه پروردگار ايشان بايشان يعنى باسرار ايشان و بافعال و اقوال ايشان در روز رستخيز هر آينه آگاه و داناست و معنى علم او سبحانه بايشان در روز قيامت مجازات اوست مر ايشان را بر مقادير اعمال ايشان چه اين علامت خير اوست و از اين قبيل است كريمهء [ أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ ] و ذكر ضمير [ بِهِمْ ] كه از براى ذوى العقول است بعد از ذكر [ ما ] كه موضوع است از براى غير ذوى العقول به جهت اختلاف شأن ايشان است در قبور و در قيامت كه آن ممات و حيات است . و در اين آيه اشاره است بزجر و وعيد چه انسان هرگاه بداند كه حق سبحانه عالم است بجميع أعمال او البتّه منزجر خواهد بود از جميع مناهى و مجتنب خواهد گشت از ساير معاصى » .