أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

427

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

سورة القارعة مكّيّة و هى احدى عشرة اية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره القارعة ( 101 ) : آيات 1 تا 11 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْقارِعَةُ ( 1 ) مَا الْقارِعَةُ ( 2 ) وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ( 3 ) يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ( 4 ) وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ( 5 ) فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ ( 6 ) فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ( 7 ) وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ ( 8 ) فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ ( 9 ) وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ ( 10 ) نارٌ حامِيَةٌ ( 11 ) سورهء القارعة اين سوره مكّيست و يازده آيتست « 1 » . ابو امامه از أبىّ كعب از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى روز قيامت كفّهء حسناتش را گرانبار كند . [ قارعه ] ناميست از نامهاى قيامت كه بكوبد گوشها را شنيدن نام قيامت و دلها را ديدن و مشاهده كردن اهوال قيامت ؛ ميگويد : قيامت و چه قيامت و تو چه دانى اى محمّد كه چيست قيامت و اهوال و شدايد او ؟ اين ساعت كوبنده و داهيهء كوبنده در روزى باشد كه مردمان در آن روز از حيرت و سرگشتگى و مهانت و ضعف و خوارى چون پروانهء آتش باشند همه پراكنده و متفرّق ؛ جوق جوق و گروه گروه بر يكديگر مىافتند مانند ملخ پياده « 2 » در اجابت كردن داعى قيامت . و گفته‌اند : چنان كه پروانه خود را بر آتش مىزند و در آتش مىافتد مردم در آتش دوزخ مىافتند ، و باشد كوهها

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و سى و شش كلمت است ، و صد و پنجاه و دو حرف است » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « ملخ پياده ملخ جهنده را گويند و آن غير ملخ پردار است و بعضى گويند : ملخى است كه هنوز پر نياورده است و آن را به عربى دبّى گويند » . و در برهان جامع آمده « ملخ پياده ملخ جهنده كه پر ندارد يا هنوز پرش نيامده كه عرب دبى گويد » .