أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
414
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
و وى را بمال بفريفتند گفتند : چون وى بخسبد وى را ببند تا ما به روى كيدى كنيم زنش ويرا ببست چون آگاه گشت قوّت كرد رسن پاره شد ، ديگر باره بزنجير ببست هم پاره كرد ؛ گفت : اى زن اين چرا ميكنى ؟ - گفت : قوّت تو ميآزمايم ؛ آنگه گفت : بخداى بر تو كه مرا خبر دهى كه چه چيز باشد كه قوّت تو آن را غالب نگردد ؟ - گفت : موى سر من ؛ و وى موى دراز داشت ؛ چون بخفت زنش وى را به موى وى ببست و كافران را خبر كرد ، بيامدند و وى را بگرفتند و به شهر خود بردند ، گوش و بينى وى ببريدند و چشمهايش بركندند ، وى در خداى بناليد در حال خداى چشم بوى بازداد و دستهايش گشاده شد ملك ايشان را كوشكى بود بر سر ستونها نهاده و ملك بر آن كوشك بود ، دست بزد و ستونى را از آن ستونها بجنبانيد ؛ كوشك بيفتاد و ايشان همه هلاك شدند . حسن على عليه السّلام گفت : من از رسول خداى شنيدم كه گفت : در خواب ديدم كه بوزنگان « 1 » بر منبر من ميروند و فرو مىآيند ؛ چون جبرئيل آمد از وى پرسيدم ، گفت : بنو اميّه باشند كه از پس تو بنا حقّ بر منبر تو روند ، من گفتم : يا جبرئيل مدّت ملك ايشان چند باشد ؟ - گفت : هزار ماه ، من دلتنگ شدم ، جبرئيل آمد و مرا تسلّى داد و « سورة الكوثر » و « إنا أنزلناه » آورد و بازنمود كه : شب قدر بهتر است از هزار ماه كه مدّت ملك بنى اميّه باشد . قتيبى « 2 » گفت : از اوّل عهد بنى اميّه بشمار نگاه ميداشتم مدّت ملك ايشان هزار ماه بود نه بيش و نه كم . [ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ ] در اين شب فرو آيند فريشتگان و جبرئيل عليه السّلام به زمين بفرمان و امر خداى خويش از بهر هر كارى كه خداى تقدير كرده باشد آن سال را تا سال ديگر ؛ و آنچه خداى تقدير كند در اين شب سلامت باشد و جز از سلامت چيزى ديگر تقدير نرود ، يا خود نفس اين شب سلام است از بسيارى سلام فريشتگان بر دوستان خداى و اهل طاعت كه تا صبح برآمدن سلام ميكنند بر هر قائمى و قاعدى و راكعى و ساجدى . مجاهد گفت : سلامت است از شياطين و وساوس ايشان كه در اين شب ممنوع باشند از آنكه رنجى به كسى رسانند .
--> ( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « بوزنه بضمّ اوّل و زاى فارسى و فتح نون ميمون را گويند و به عربى حمد و نهخوانند ؟ ؟ ؟ » و نيز گفته : « بوزينه بر وزن روزينه ميمون را گويند » . ( 2 ) - كذا در نسخ و در بعضى نسخ قتيبه ؛ اهل دقّت خودشان بتجشّم تحقيق و تعيين آن بپردازند زيرا من نشناختم كه كيست ؟