أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
406
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گو : بازايست اى آدمى « 1 » از طغيان و معاصى و كفران بنعمت خداى ؛ بدرستى كه آدمى طاغى مىشود و پا از حدّ خود بيرون مىنهد و از خداى خود مستغنى مىشود چون خود را توانگر مىبيند ؛ قتاده گفت : طغيان او آنست كه چون مالش زياده شود در اسبان « 2 » نيكو و جامههاى فاخر و طعام و شراب لذيذ افزايد . رسول خداى گفت در دعا كه : اللّهمّ إنّى أعوذ بك من فقر ينسينى و من غنى يطغينى ؛ بار خدايا به تو پناه مىدهم از درويشئى كه مرا از ياد مردم باز برد و از توانگرئى كه مرا طاغى گرداند ؛ هى آدمى از عاقبت طغيان خود احتراز نميكند و از خداى نمىترسد ؟ ! بحقيقت كه مرجع جملهء خلايق و بازگشت ايشان با خداى تست ؛ نمىترسند كه بجزاى طغيان خود گرفتار شوند ؟ ! آنگه گفت : [ أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى ] « 3 » با آنكه طاعت نميكنند و بندگى خداى بجاى نمىآورند ديگران را هم منع ميكنند ؛ ديدى تو اى محمّد آن مردى كافر را كه وى نهى ميكرد و بازميداشت بندهء را كه نماز ميكرد از نماز و اين كافر أبو جهل بود . أبو هريره گفت : يك روز ابو جهل گفت : اين « 4 » محمّد در ميان شما نماز مىكند و روى بر خاك ميمالد و شما رها ميكنيد . . . ؟ ! و الّذى يحلف به ؛ بحقّ آنكس كه بوى سوگند خورند اگر من وى را ببينم كه نماز كند پاى بر گردن وى نهم و در زير پاى خود بمالم ، گفتند كه : وى اين ساعت نماز مىكند ؛ بيامد تا رسول را زجر كند ؛ نزديك رسول رفت و حالى بازگشت دست بر روى نهاده ؛ گفتند : ترا چه بود ؟ - گفت : خواستم تا قصد وى كنم خندقى ديدم ميان من و او پر از آتش ؛ و شخصى را ديدم با پرها ؛ خواست تا آن آتش بپر خود بر من ريزد ؛ من باز پس گريختم ، رسول خداى گفت : به آن خداى كه جان من در دست وى است
--> ( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) گفته : « [ كَلَّا ] اين ردع است مر كسى را كه كفران نعمت خدا كند به جهت طغيان و عدوان خود ؛ و عدم ذكر اين كس به جهت دلالت كلام است بر او ؛ يعنى بازايست اى جاحد نعمت از جحود و كفران خود ؛ و گويند : [ كَلَّا ] بمعنى « حقّا » است و مرتبط بما بعد يعنى حقّا انّ الانسان ( تا آخر ) » . ( 2 ) - كذا در همهء نسخ و بعيد نيست كه مصحّف « اسباب » باشد . ( 3 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته : « خطاب مىكند با مخاطبى مبهم ؛ گفت : بينى » . ( 4 ) - در بعضى نسخ « آى » يعنى « آيا » پس استفهام بطور انكار است .