أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
407
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
كه اگر بنزديك من آمدى فريشتگان او را پاره پاره از يكديگر بر بودندى ؛ آنگاه خداى تعالى خطاب كرد با مخاطبى مبهم و گفت : هيچ مىبينى و ميدانى كه اين مرد كه محمّد را از نماز نهى مىكند و از طاعت باز ميدارد اگر محمّد بر حقّ باشد و بر هدايت يا بتقوى و پرهيزگارى فرمايد وى را چه باشد ؟ ! و بر وى چه لازم آيد ؟ ! و شايد كه خطاب رسول را باشد يعنى هيچ ميدانى كه اگر اين كس كه ترا منع ميكرد از نماز بر حقّ بودى و بر هدايت و ايمان يا خود ببدل اين كه از نماز نهى كرد ديگران را بتقوى و مسلمانى فرمودى ؛ ويرا چه بودى از درجات و مثوبات ؟ ! هيچ ميدانى تو كه چون تكذيب كرد و برگشت ويرا چه باشد ؟ ! و مستحقّ چه شود از عقاب ؟ هى « 1 » ندانست وى كه خداى تعالى وى را مىبيند و بر احوال وى مطّلع است ! ؟ گو بازايست از اينچه « 2 » مىكند از نهى كردن محمّد را از نماز كه اگر بازنايستد حقّا كه ما بگيريم موى پيشانى وى و بكشيم ويرا بدوزخ و بسوزانيم به پيشانى كه دروغزن و گناهكار است صاحبش يعنى أبو جهل . در خبرست كه چون أبو جهل رسول را از نماز نهى كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بانگ بر وى زد ابو جهل گفت : هى بانگ بر من ميزنى ؟ ! بخداى كه اگر من خواهم « 3 » بطحاء مكّه را پرگردانم باسبانى جرد موى و مردانى أمرد و بىموى تا با تو قتال كنند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : [ فَلْيَدْعُ نادِيَهُ ] . گو : بخوان قوم خود و لشكر خود را و اهل انجمن خود را كه ما زود بود كه بخوانيم فريشتگانى را كه زبانيهء دوزخاند آنگه ردع و زجر أبو جهل كرد و فرمود رسول خود را و گفت : اى محمّد در ترك نماز و طاعت فرمان وى مبر و بر حال خود مىباش از نافرمانى وى ، و خداى را سجده كن و بر آن مداومت نماى ، و بوى نزديك شو و برحمت وى ؛ رسول خداى گفت : نزديكترين وقت بنده بخداى خويش وقتى باشد كه در سجده باشد . و اين سجده از جملهء چهار سجدهء واجب است بر خواننده و شنونده « 4 » .
--> ( 1 ) - يعنى آيا . ( 2 ) - كذا صريحا در نسخهء قديم ؛ ليكن در بعضى نسخ « اينكه » . ( 3 ) - نصّ عبارت عربى آن چنان كه ابو الفتوح ( ره ) نقل كرده اين است : « و اللّه ملانّ عليك لئن شئت هذا الوادى خيلا جردا و رجالا مردا » و چنين ترجمه كرده است : « گفت : اگر خواهم اين وادى پربار كنم از اسبان أجرد و مردان أمرد كه تا با تو قتال كنند » . ( 4 ) - أبو الفتوح ( ره ) گفته : « و اين از جملهء آن جايهاست كه سجده درو واجب است بر قارى و مستمع و تركش نشايد كردن ؛ يكى به ظاهر أمر و ديگر باجماع أهل البيت ؛ و در نماز فريضه خواندن مكروه است ؛ و در نماز سنّت چون بخواند بجاى سجده سجده بايد كردن و بر پاى خاستن و [ الحمد ] بر خواندن و آنگه به ركوع شدن » .