أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

394

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

طلبد بوى آموز و اگر چيزى بوى ندهى جوابى خوشش باز ده ؛ و درويشى خود ياد كن رسول خداى گفت : للسائل حقّ و ان جاء على فرس ؛ سائل را حقّ است و اگرچه بر اسب آمده باشد و بروايتى ديگر گفت : حقّ سائل بوى ده و اگرچه در دست دست‌ورنجن زرّين دارد و گفت : اگر نه آن بودى « 1 » كه سائلان دروغ ميگويند مقدّس نبودى آنكس كه ايشانرا ردّ كردى . ابراهيم ادهم گفت : نيك مردمانىاند سائلان بدر سراى ما مىآيند و ميگويند كه : شما را هيچ هست كه ما آن را برداريم و به منزل بريم و با شما ردّ كنيم . چون نعمتهاى خود بر رسول شمرد گفت : بنعمت خداى خود حديث كن ؛ آن را باز مپوش و آشكارا گردان . رسول خداى گفت : التحدّث بالنّعم شكر ؛ حديث كردن بنعمت شكرست ؛ نعمان بشر روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر منبر گفت : من لم يشكر القليل لم يشكر الكثير ، و من لم يشكر النّاس لم يشكر اللّه ، و التحدّث بنعمة اللّه شكر ، و تركه كفر ؛ و الجماعة رحمة و الفرقة عذاب ؛ گفت : هركه شكر اندك نكند شكر بسيار نكند ، و هركه شكر مردمان نكند شكر خداى نكند ، و حديث كردن بنعمت خداى شكرست و ترك او كفران نعمت است ، و جماعت رحمت است و فرقت عذاب است . و نيز گفت : من أوتى معروفا فليكافىء به ؛ و ان لم يجد فليذكره ؛ فمن ذكره فقد شكره و من كتمه فقد كفره ؛ هر كه را عطائى دهند بايد تا مكافات آن بكند و اگر نيابد كه مكافات كند باز گويد كه اگر باز گويد شكر كرده باشد ، و اگر باز نگويد كفران كرده باشد .

--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « رسول ( ص ) گفت : لو لا أن السّؤال يكذبون ما قدّس من ردّهم ؛ گفت : اگر نه آنستى كه سائلان دروغ ميگويند هر كه ايشان را ردّ كردى مقدّس نبودى » .