أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
40
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
اى مؤمنان و گرويدگان از خداى تعالى و مخالفت امر و فرمان وى بترسيد ، و هر نفسى بايد كه در كار خود و در كار آخرت خود نظرى كند ؛ فرمان ديو نبرد بنگرد تا چه چيز تقديم ميدارد و براى آخرت ميفرستد و براى روز فردائين كه آخرت است از اعمال چه چيز از پيش ميفرستد كه آنچه امروز براى فردا و قيامت مقدّم مىدارد جزا و مكافات آن به تمام و كمال بيابد ، اى مؤمنان از خداى تعالى بترسيد در ارتكاب معاصى و قبايح كه خداى تعالى به آنچه شما ميكنيد آگاه است و دانا ، و مباشيد زنهار چون كسانى كه ايشان خداى را فراموش كردند حقّ او بنداشتند ، شناختن و ترسيدن از عذاب وى بر طاق نسيان نهادند ، دست از اوامر و نواهى وى بداشتند ، و حقوق وى ضايع كردند و فرمانهاى وى فرو گذاشتند ، تا لا جرم خداى تعالى بر سبيل خذلان و عقوبت حقّ ايشان و صلاح نفس ايشان از ياد ايشان باز برد تا از دنيا براى نفس خويش حظّى و بهرهء براى قيامت برنداشتند و تقديم خيرى نكردند ايشانند كه فاسقان و بيرون آيندگان از فرمان خداىاند . آنگه بر سبيل اعلام و تنبيه از خواب غفلت فرمود كه : يكسان نيستند كسانى كه اهل دوزخاند دنيا بر آخرت ايثار كردهاند با آنان كه اهل بهشتاند آخرت را بر دنيا اختيار كردهاند و چگونه با يكديگر يكسان باشند ؟ ! كه اهل دوزخ هالكاناند و اهل بهشت ناجيان و رستگاراناند . [ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 21 تا 22 ] لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 21 ) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ( 22 ) حق تعالى بر سبيل تمثيل در تعظيم قرآن گفت : اگر ما اين قرآن را بر طريق مثل بر كوه فرستيم و يا سنگ خاره را به اين قرآن و مواعظ و زواجر وى خطاب كنيم سنگ را خاشع و خاضع و ترسكار يا بى اى محمّد چنان كه بر جاى خود نماند و از ترس خداى تعالى و خوف وى پاره و شكافته گردد ؛ چندانكه بر آدميان ميخوانى در دلهاى ايشان هيچ اثر نميكند پس دلهاى ايشان از سنگ سختتر است چنان كه گفت : « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً » بعضى گفتهاند : مراد آن