أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
41
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
است كه : اگر ما اين قرآن را بكوه فرستيم و كوه از جملهء شنوندگان و دانندگان باشد بترسد و از ترس خداى تعالى پاره پاره گردد ، و وجه اوّل ظاهرتر است براى آنكه مانند آن در كلام عرب و عجم بسيار است چنان كه شاعر تا زيان گويد : لو لا بس الصّخر الاصمّ بعض ما * يلقاه قلبى فضّ أصلاد الصّفا و شاعر پارسيان گويد : گر كوه غمان من كشيدى ماهى * كوه از غم من گداختى چون كاهى و اين بر ضرب المثل است نبينى كه ميگويد : ما مثلها مىزنيم و داستانها مىنهيم براى آدميان كه در قرآن تدبّر و تفكّر نميكنند و مواعظ و زواجر وى نمىدانند تا باشد كه انديشه كنند و بدانند . آنگه خداى تعالى ذكر صفات خود كرد و گفت : اوست خداى كه جز از وى خدائى نيست ، دانندهء پيدا و ناپيداست ؛ علم وى بموجودات و معدومات حاصل ، سرائر و ضمائر شناسد چنان كه آنچه بر لوح دل و جنان « 1 » باشد داند ، خدائى است مهربان بر جملهء خلقان به روزى رسانيدن در دنيا ؛ مشفق بر مؤمنان برسانيدن رحمت در عقبى . [ سوره الحشر ( 59 ) : آيه 23 ] هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 23 ) اوست آن خداى كه جز از وى خداى ديگر نيست پادشاهى است كه جملهء موجودات ملك و ملك « 2 » وى است [ القدّوس ] پاك است و منزّه از جملهء قبايح و نقائص و رذائل ، [ السّلام ] سلام است يعنى از آفات و عوارض و قبايح با سلامت است ، و هر كه در وى گريخت و با درگاه وى رفت از وى وى را سلامت است [ المؤمن ] ايمن گرداننده است مؤمنان را از عقاب و بخشندهء امان است ، [ المهيمن ] مهيمن است بر همه چيزها گواه است و نگاه دارنده و نگاهبان است ، عزيز است بىهمتا و بىنظير است بر همه چيز غالب و قاهر است ، جبّار است مخلوقات را بر حسب ارادت خود بر آنچه خواهد جبر كند ، و اين بر وى ممتنع نباشد
--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « بر لوح زبان » فقط . ( 2 ) - فرق « ملك » را بضمّ با « ملك » بكسر در مجلّد چهارم گفتهايم ( ذيل ص 182 - 183 ) .